X
تبلیغات
کردان شیراز - "سرانجام كردان پارس"

کردان شیراز

وبلاگي جهت شناساندن كردان ساكن در استان فارس بویژه شهر شیراز به دوستان

"سرانجام كردان پارس"

 

با عرض سلام مجدد به كليه دوستان  به دليل گرفتاري هاي شغلي موفق به روز كردن تارنما در طول سه ماه گذشته نشده ام  مطالب زير تقديم مي گردد :

امير تيمور دو مرتبه به فارس لشكر كشي مي كند و در مرتبه دوم در سال 795 قمري به تاخت وتاز احشام كرد و لر فارس مي پردازد كه به دلايل فراوان دليل ضديت او با ايلات فارس يعني لر ، شول  و كرد كه جزو سپاهيان شاه منصور از بازماندگان آخرين پادشاه آل مظفر و طرفدار وي بوده اند ، به دليل شكست امير تيمور در درگيري او با شاه منصور در روستاي گويم (20 كيلو متري شمال باختري شيرازامروز) و شكافتن قلب اطرافيان امير تيمور و ضربت شمشير خوردن ايشان از شاه منصور در اين نبرد بوده است .   

كردان پارس به ندرت زير سايه ايلخانان و تيموريان بوده اند و چون اساس جامعه كردان را خاك (قبيله و روستا ) و خون (خانواده) تشكيل مي داده اند همواره به مخالفت با مغولان و ايلخانان و تيموريان برخاسته اند و ميهن خود را پاس داشته اند بنابراين موارد زير در مورد سرانجام كردان پارس قابل ذكر مي باشد :

1-   از سده ششم هجري قمري به بعد گروههاي بيشماري از تركان و مغولان و تيموريان به فارس سرازير مي شوند و به نحوي كه سيل تركان در فارس به گونه اي است كه در شيراز كودتا مي كنند و تمامي پادشاهان محلي سلسله سلغريان در فارس از اين تركان تازه وارد و كودتا چيان هستند

2-   سيل خروشان تركان به فارس و كرمان در اين دوره ها ادامه داشته است به گونه اي كه در سال 907 قمري با روي كار آمدن شاه اسماعيل صفوي 75 هزار ترك از ايل ذوالقدر ، 100 هزار ترك از ايل افشار به فارس كوچانده مي شود و 50 هزار ترك از ايل افشار به يزد و 50 هزار از همين ايل به كرمان مي روند و از سال 907 تا 1004 قمري          وا ليگري تمامي شهرهاي فارس در دست ايل ذوالقدر بوده است . تاريخ نشانگر اين است كه كردان همواره با ترگها مخالف و دشمن بوده اند و با هم ن‍‍ژادان خود يعني آريايي ها روابط خوب داشته و فرمانبردار بزرگان خود بوده اند .( همانگونه كه امروز نيز شاهد اين دشمني ها و نسل كشي هاي كردان در كردستان تركيه مي باشيم )  بنابراين تضاد دولت به ويژه مغولان با كردان فارس زياد است و سركوبي و كوچاندن اجباري شروع مي شود . نكته اي كه مشخص است اين است كه سركوب با شمشيرهاي تيز مغول انجام شده و تيموريان جاپاي مغولان نهاده اند و صفويان با حكومت تركي خود و شيعه گري افراطي خود دست به نابودي كردان پارس كه احتمالا اهل تسنن بوده اند  زده اند  و فشار خود را بر كردان پارس تنگ كرده اند .

3-   بعيد به نظر مي رسد كه 500 هزار نفر از كردان پارس ناگهان درسده نهم هجري از بين رفته باشند . گاي لسترنج بر اين باور است كه تمام كردان پارس به كهگيلويه رفته اند كه به دلايل فراوان اين نظريه رد مي شود اما احتمالا تنها رم جيلويه به منطقه كهگيلويه وبوير احمد رفته باشد .

4-   احتمال زيادي مي رود كه كردان پارس در قبايل لر فارس ( كه مشخص نيست از چه زماني در غرب فارس سكني گزيده اند ) يعني شولان و بعد ممسني و سپس لرهاي كهگيلويه و بوير احمدي تحليل رفته باشند . نمونه اين تحليل رفتن ها ، قوم لر شول در منطقه شولستان فارس ( شهرستان ممسني كنوني ) است كه نمي دانيم سرانجام آنها چه شده است .

5-   آن لمبتون (Ann k.s. Lambton) در كتاب ايلا ت ايران مي نويسد : احتمال دارد رم هاي پيشين ( كردان پارس ) در ايل شبانكاره حل شده باشند كه با توجه به سركوبي  ايل شبانكاره در سده هشتم اين نظريه هم رد مي شود .  

6-   قحطي و خشكسالي هاي پياپي هم مي تواند دليل كوچ كردان پارس شده باشد كه اين احتمال خيلي ضعيف مي باشد ولي وجود طايفه اي در عراق به نام مازنجان كه با رم بازنجان تطبيق دارد شايد اين دليل ضعيف را تقويت كند .

7-   ايل كرد كلهر كه جنوب باختري استان كرمانشاهان و در محلي به نام گيلان در جنوب قصر شيرين مستقر هستند ، پيدايش و خاستگاه خود را شيراز ذكر مي كنند و "آنان پارسياني از استانهاي جنوبي اند " . لذا احتمال دارد ايل كلهر از بازماندگان كردان پارس باشند.

8-     در حال حاضر باصري ها ، با 1603 خانوار و حدود 10000 نفرجمعيت  در ميان عشاير كوچرو فارس به زبان فارسي سخن مي گويند (اينان غير از ايل ممسني ( با 2309 خانوار و 13918 نفر جمعيت ) مي باشند . باصري ها را عموما مردم فارس به عنوان ترك مي شناسند و گروهي انها را عرب پنداشته اند كه آن هم به سبب همجواري سه ايل ترك زبان و يك ايل عرب زبان كه با ايل فارسي زبان باصري در حدود سال 1275 قمري كنفدراسيون ايل خمسه را تشكيل داده اند  مي باشد ، اما به احتمال فراوان اينان از بازماندگان رموم كردان پارس هستند .

9-   طايفه فارسي زبان كرد شولي ايل مستقلي است كه در سرشماري عشاير در سال 1377 خورشيدي جمعيت آنان 700 خانوار (1899 نفر ) با 6 تيره ( ارباب دار ، باباملكي،خلجي، گوش پا، لري و مرادشفيع) و 15 بنكو مي باشد كه اين ايل نيز يكي از بازماندگان كردان پارس باشد و نامش دليل بر اين مدعا . منطقه ييلاقي طايفه كردشولي در سرحد چهاردانگه در محدوده درياچه كافتر و روستاي خنگشت از شهرستان اقليد فارس و منطقه قشلاقي آنان حوالي مبارك آباد در جنوب جهرم مي باشد . مذهب آنان شيعه دوازده امامي و زبان آنها فارسي مانند ساير روستاييان فارس مي باشد .   ما مي توانيم بپذيريم كه كردشولي ها يكي از بازماندگان و قسمت كوچكي از كردان پارس و باقيمانده آنان هستند . اما هيچگونه مدركي براي اثبات ان وجود ندارد .

10- دو طايفه عشيره اي ديگر در فارس وجود دارد كه يكي چهارراهي ها كه جزء كردان لك بوده اند و ديگري لشني ها كه همينك در شهر كره اي (Korey) مركز بخش سرچهان از شهرستان بوانات در شمال فارس وهم چنين در بخش آباده طشك از شهرستان ني ريز در شرق فارس اسكان يافته اند و كوچروي نمي كنند . وليكن آماري از آنان در دست نيست . اينان هم به زبان فارسي سخن مي گويند و احتمال دارد لشني ها هم از بازماندگان كردان پارس بوده باشند .

11- ممكن است از سده هاي پيش يعني از سده نهم تا شروع خاندان زنديه ، ايلات فارس زبان ديگري نيز وجود داشته اند كه به آنه پيوسته اند.

 

 

در پايان اين بخش از تاريخ كردان فارس و شيراز به دليل داشتن آمار و اطلاعات دقيق تر مطالب با جزئيات بيشتري آورده شده است كه اميدوارم از طولاني شدن مطلب خسته نشده باشيد و جبران تاخير سه ماهه شده باشد .

منتظر نظرات ، پيشنهادات و  نقد مطالب فوق بويژه از  دوستان كرد زبان ايل كلهر و ايلات و عشاير فارس كه در اين جا نامي از آنها به ميان آمده مي باشم .

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط حسین  |