X
تبلیغات
کردان شیراز

کردان شیراز

وبلاگي جهت شناساندن كردان ساكن در استان فارس بویژه شهر شیراز به دوستان

درگذشت استاد جمشید صداقت کیش

متاسفانه خبر دار شدم که استاد بزرگوار دکتر حمشید صداقت کیش ( مولف کتاب "کردان فارس و کرمان " که حق بزرگی بر گردن کردهای شیراز داشته و دارند و در شناساندن کردان شیراز تاثیری شگرف داشته اند) در تاریخ 12 بهمن ماه پس از چندماه بیماری  دار فانی را وداع گفتند
ضمن عرض تسلیت و تعزیت به خانواده و بازماندگانان آن استاد بزرگوار ، برای شادی روح آن مرحوم از خداوند بزرگ طلب آمرزش می نمایم
..............................................................................

مراسم تشییع استاد صداقت کیش فردا ( یکشنبه 15 بهمن 91 ) در شیراز برگزار می شود

شیراز- مراسم تشییع پیکر مطهر دکتر جمشید صداقت کیش ،پژوهشگر و فارس شناس برجسته فردا در شیراز برگزار می شود.

به گزارش خبرنگار ایرنا، پیکر این فارس شناس برجسته یکشنبه صبح ساعت هشت و 30دقیقه از مقابل تالار حافظ تشیییع می شود.

همچنین سه شنبه 17 بهمن ماه نیز مراسم یادبودی در زادگاهش آباده برگزار و سازمان اسناد و کتابخانه ملی فارس نیز عصر پنچشنبه 19 بهمن ماه میزبان مراسم بزرگداشت این چهره برجسته علمی و فارس شناس خواهد بود.

دکترˈجمشید صداقت کیشˈ ایران شناس ، فارس پژوه و از فرهیختگان جامعه بزرگ فرهنگی استان فارس شامگاه ۱۲ بهمن به علت بیماری در سن ۷۶ سالگی دربیمارستان نمازی شیراز دارفانی را وداع گفت.

وی که در سال ۱۳۸۴ ازچهره های نامدار استان فارس معرفی شد از خود ۷۰ کتاب و ۳۰۰ مقاله در حوزه های ایران شناسی و فارسی شناسی برجا گذاشت.

...............................................................

استاندار فارس نیز با صدور پیامی، درگذشت استاد «جمشید صداقت کیش» را به خانواده وی و جامعه فرهنگی این استان تسلیت گفت.

درپیام تسلیت مهندس حسین صادق عابدین آمده است:خبردرگذشت استادجمشید صداقت کیش، محقق برجسته و ازچهره های ماندگاراستان فارس، موجب تاثر و تالم گردید، نویسنده ای بلندپایه که باپژوهش های ارزشمند خود برای بازشناسی و معرفی فرهنگ والای ایران اسلامی و به ویژه مردم شریف فارس، موفق شد، آثار برجسته ای خلق و به جامعه عرضه کند.

این پیام می افزاید: پشتکارستودنی این ایران شناس نامی درمدت زندگانی پرخیروبرکتش وتلاش مستمر وی در معرفی جایگاه استان، همواره مورد تحسین بزرگان بوده است.

استاندار فارس دراین پیام ضمن طلب غفران الهی برای آن مرحوم، درگذشت این محقق برجسته را به خانوده و جامعه علمی و فرهنگی فارس تسلیت گفته و ابراز امیدواری کرده است که تلاش های وی الگوی جوانان و پویندگان راه ادب و فرهنگ قرار گیرد.


+ نوشته شده در  شنبه 14 بهمن1391ساعت 11:6 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

تعدادی از اصطلاحات منسوخ شده و رایج گویش کردان کرونی فارس- بخش دوم

تعدادی از دیگر کلمات و لغات مورد استفاده در بین گویش و زبان کردان کرونی

1-      هیز دا ان : از روی زمین بلند شدن

 2-      قیز کردن : پریدن از روی مانع

 3-      بوه گورا : پدر بزرگ

 4-      ننه گورا : مادر بزرگ

 5-      قازمه : نوعی کلنگ که دارای یک سر می باشد

6-      چیلسک: چوب و هیزمی که از روی اتش برداشته شده و توسط آب خاموش شده و یک طرف آن چوب بوده و طرف دیگر آن سوخته شده است

 7-      کِی یَه : کوه

 8-      ژِرِه زَه ای : زیر زمین

 9-      دی یَت : دختر

 10-  زی : زود

 11-  زی تِه : زودتر

 12-  گِش تِیان : تمامی ، همگی

 13-  نَو : به معنی داخل و درون می باشد

 14-  نَو زِک : شکم ، درون شکم

 15-  دی یا : عقب ، پشت

 16-  نو وا : جلو

 17-  یمه : ما

 18-  یو وه : شما

 19-  هو سا : همسایه

 20-  یکی دِتِه : یکدیگر

 21-  پیاگ : مرد

 22-  چو : چشم

 23-  پشقه : پشه

 24-  مریژنک : مورچه

 25-  زی یَه لِگ : ترس

 26-  زی یَه لِگ تَراک : ترسیده

 27-  دیشت : بیرون، خارج

 28-  چَرمِگ : سفید

 29-  ملال : کودک ، بچه

 30-  تی تگه  سگ : توله سگ

 31-  خوار : پایین

 32-  ژی یر : بالا

 ۳۳- مِژگل :  زغال

+ نوشته شده در  جمعه 25 فروردین1391ساعت 11:6 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

جشن نوروز و سال نو

 

آغاز سال ۱۳۹۱ خورشیدی و ۲۷۱۲ کوردی مبارک

 

فرارسیدن نوروز باستانی بر دوستان بزرگوار تبریک و تهنیت عرض نموده و امید است در این سال نو هم میهنان و همزبانان کردزبان عزیز با تفکرات نو سال را آغاز نمایند و زندگی سرشار از پیروزی و سلامتی برای همه آرزومندم  

 

 از دوستان که در سال ۱۳۹۰ با پیام ها و نظرات خود این برادر خود را مرهون لطف و محبت  خود نمودند کمال سپاس و تشکر را دارم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 فروردین1391ساعت 12:52 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

تعدادی از اصطلاحات منسوخ شده و رایج گویش کردان کرونی فارس

تعداد 30 عدد از اصطلاحات و لغات مورد استفاده درگویش کردهای چهل چشمه و کازرون در زیر آورده شده است . بعضی از این کلمات بتدریج منسوخ شده و فقط در بین افراد مسن و قدیمی استفاده میشود ولی اکثر آنها هنوز کاربرد داشته و متداول می باشد :

1-      چوخوره : معنای چشم غره در فارسی می دهد

 2-      مله کردن : شنا کردن- دوش گرفتن

 3-      گو گله ( گوگلک ) : سینه خیز رفتن نوزاد

 4-      خاكه‌ لَهه‌ :این کلمه در بین بزرگان و ریش سفیدان استفاده می شد و هم اکنون کاربرد آن هم خیلی کم شده است  و به همان معنی اخر زمستان و اول بهار می باشد که کاربرد آن بیشتر توسط دامداران بود که دراین زمان پشم پشت کمر گوسفندان خود را رنگ می کردند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 7 بهمن1390ساعت 7:11 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

گازرسانی به چهل چشمه

 

"افتتاح گازرساني به روستاهاي ني ريز و آغاز گازرساني به روستاي چهل چشمه در استان فارس

مدیرعامل شرکت گاز استان فارس از افتتاح گازرسانی به مجموعه روستاهای شهرستان نی ریز و آغاز عملیات گازرسانی به روستای چهل چشمه خبر داد.


به گزارش موج به نقل از روابط عمومی شرکت ملی گاز ایران، مهندس مؤمنی با اعلام اینکه بزودی شاهد افتتاح عملیات گازرسانی به روستاهای حاجی آباد- حسین آباد سورمق- لای حنا- عباس آباد- حیدرآباد و نصیرآباد از توابع شهرستان نی ریز خواهیم بود، افزود: عملیات اجرایی این پروژه از سال 88 آغاز شد و هم اکنون این پروژه آماده افتتاح شده است.
وی هزینه این طرح را 12 میلیارد و 453 میلیون ریال اعلام نمود و گفت:‍ تمامی این هزینه ها از محل بودجه های عمرانی شرکت گاز استان تأمین و پرداخت شده است.
مدیرعامل گاز استان فارس اضافه نمود: با بهره برداری از این طرح تعداد 395 خانوار این روستاها بزودی از نعمت گاز طبیعی برخوردار خواهند شد.
مؤمنی درمورد گازرسانی به روستای چهل چشمه نیز گفت: عملیات اجرایی گازرسانی به روستای چهل چشمه در بخش ارژن هم اکنون آغاز شده است که برای این طرح احداث 2 هزار و 500 متر پروژه گازرسانی از نوع فولادی و پلی اتیلن با فشار 60 و 1050 P.S.I و همچنین یکدستگاه تأسیسات تقلیل فشار C.G.S/T.B.S به ظرفیت 32 هزار و 500 متر مکعب در ساعت در نظر گرفته شده که هزینه ای بالغ بر 3 میلیارد و 21 میلیون ریال را به خود اختصاص خواهد داد.
وی گفت: امیدواریم که این طرح تا پایان سال جاری به اتمام برسد و اهالی خوب این منطقه بزودی از نعمت گاز طبیعی برخوردار شوند. "

همانطور که ملاحظه می فرمائید آقای مهندس مومنی مدیرکل گاز استان فارس گفتند " امیدواریم که این طرح تا پایان سال جاری به اتمام برسد  " و این یعنی اینکه  هنوز پروژه حالاحالاها کارداره ولی نکته جالب اینه که  حدود یک ماه پیش آقای قادری نماینده شیراز در مجلس ضمن بازدید از روستای چهل چشمه  (البته به ظاهر برای بازدید دوره ای ولی در عمل برای تبلیغات پیش از موعد دوره بعدی نمایندگی مجلس ) ادعا نمودند که تا هفته دولت گازرسانی به روستای چهل چشمه انجام می شود ولی متاسفانه فراموش کردند بگویند هفته دولت کدام سال ؟

 اینم آگهی مناقصه گازکشی روستای چهل چشمه کرونی درتیرماه  سال   1391 که قرار بود تا پایان سال 90 افتتاح بشه ولی هنوز در حد  مناقصه است و خود بخوانید داستان را از این به بعد

با این وضعیت احتمالا تا پایان سال 92 هم نباید امیدی به رسیدن شعله گاز به مردم منطقه سردسیر چهل چشمه داشت و مردم حدود 2 زمستان دیگر هم بایستی از سرما به خود بلرزند .

آگهی مناقصه عمومی یک مرحله ای ::23768
گروه ها: پیمانکاری نفت و گاز و پتروشیمی
منبع: محلی فارس 21/4 تهیه و ارسال اسناد: شرکت پارس نماد داده ها- تلفن 5 الی 88349670-021
برگزار کننده: شرکت گاز استان فارس شماره: 90-48
آدرس: فارس، بلوار استقلال نبش خیابان باغ حوض طبقه دوم دفتر امور قرار دادها
شرح:
مناقصه گـزار : شرکت گاز استان فارس
موضوع مناقصه   : پروژه گازرسانی
الف ) شرح مختصر کار  : احداث 2500 متر پروژه گازرسانی (فولادی/ پلی اتیلن) و با فشار 60 و 1050 PSI و حمل، نصب و راه اندازی یک واحد تاسیسات تقلیل فشار C.G.S/T.B,S به همراه هیتروبودار کننده و عملیات ساختمانی محل محل تاسیسات مربوطه به روش تامین کالا، تجهیزات و نصب به صورت توام PC (روش آحاد بهائی)
محل اجرای پروژه : روستای چهل چشمه از توابع بخش ارژن شهرستان شیراز 
مبلغ و نوع تضمین شرکت در مناقصه : 
مبلــــغ تضمیـــن حداقل به مبلغ 60.000.000 ریال می باشد که باید توسط پیشنهاد دهنده به یکی از صورتهای ذیل اقدام گردد:
ضمانت نامه بانکی صادر شده از بانکهای معتبر که تا سه ماه از تاریخ تسلیم پیشنهاد معتبر باشد .
 واریز وجه نقد به حساب شماره 71200 بانک تجارت شعبه استقلال کد 7840 به نام شرکت گاز استان فارس .
زمان فروش اسناد :   
اسناد ارزیابی کیفی: از تاریخ :  21/4/90 لغایت 25/4/90  (دریافت اسناد ارزیابی کیفی در محدوده زمانی فروش اسناد مناقصه نیز امکانپذیر می باشد)
اسناد مناقصه :    از تاریخ: 25/4/90 لغایت 28/4/90       ( از ساعت 8 صبح  لغایت 14 )  
نحوه خرید اسناد :  واریز مبلغ -/000 ، 100 ریال  به حساب  71200 بانک تجارت شعبه استقلال کد شعبه ( 7840 )
مهلت و محل تحویل پیشنهادات : حداکثر تا پایان وقت اداری روز شنبه  مورخ  8/5/90 واحد دبیرخانه شرکت گاز استان فارس                   
تاریخ ، ساعت و محل گشایش پاکات :  روز شنبه مورخ  15/5/90 ساعت 13:45 مرکزی شرکت گاز استان فارس - بلوار استقلال –نبش خیابان باغ حوض – طبقه ششم – سالن کنفرانس
د ) شرایط مناقصه گر
1-داشتن اساسنامه و آخرین آگهی تغییرات شرکت .
2- داشتن حداقل رتبه 5 تاسیسات و تجهیزات از معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی
3-داشتن تجربه و دانش فنی کافی و مرتبط با موضوع عملیات .
توجه: کارفرما در خصوص انتخاب برنــده مناقصه بر اساس بخشنامه 87003/100 مورخ16/9/88 معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور مخیر میباشد .
شرکتهای واجد شرایط در بند((د)) جهت خرید اسناد می توانند با ارائه معرفی نامه کتبی(با ذکر دقیق موضوع مناقصه،کد اقتصادی و مشخصات نماینده شرکت ) ، کپی برابر با اصل شده گواهینامه صلاحیت پیمانکاری و اصل فیش واریزی به آدرس شرکت گـاز استان فارس بلوار استقلال نبش خیابان باغ حوض طبقه دوم دفتر امور قرار دادها مراجعه و اسناد ارزیابی کیفی و همچنین اسناد مناقصه را دریافت نمایند . پشنهادات مناقصه گرانی که حداقل امتیاز قابل قبول را در ارزیابی کیفی کسب نموده اند در زمان ذکر شده مفتوح خواهد شد . اطلاعات درج آگهی در وب سایت شرکت گاز استان فارس به آدرس  www.nigc-fars.ir قابل دسترسی می باشد* هزینه درج آگهی به تعداد دفعات منتشر شده بر عهده برنده مناقصه می باشد.
تلفکس : 8302767- 0711  

 

+ نوشته شده در  شنبه 5 شهریور1390ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

معرفی بخش ارژن برگرفته از سایت آموزش و پرورش بخش ارژن شیراز



     
1 – موقعیت و وسعت

 بخش ارژن، از توابع شهرستان شیراز است که از شمال ، با شهرستانهای سپیدان نورآباد ممسنی ، از جنوب با شهرستان فراشبند و فیروز آباد،از شرق با شیراز و از مغرب، با شهرستانهای کازرون و جره و بالاده، همسایه است. بخش ارژن 1923 کیلومتر مربع وسعت دارد. کوه ها و رودخانه ها: مهمترین کوه های این بخش عبارتند، از : دلو، بیل،فردک،سلامتی، گرم،بوری،کراچ،سبزپوشان، سرخ، پهن، بویم. مهمترین رود در این بخش" قره آقاج" است (واژه ترکی به معنای چوب سیاه)که از ارتفاعات چهل چشمه کرونی یکی از خوش آب هواترین روستاهای بخش ارژن سرچشمه گرفته و سر انجام به خلیج فارس می ریزد. از رودهای دیگر این بخش "ماصرم"و "کوه نار" است. در این بخش چشمه های آب شیرین بسیار و تفرجگاه های بسیاری وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از: چشمه خارنجان( خارنگان) ، شاه ابوالخیر، سر بهاره،چشمه سرخون و چشمه خونه حاجی در دهستان کوهمره سرخی، هفت برم. چهل چشمه کرونی ، دشت ارژن، آبشار چراب، دهستان دشت ارژن و چشمه فاطی در دشت قره چمن.



                                         پل قدیم قره آقاج شهر خانه زنیان بخش ارژن                                 




چشمه خانی در مرکز روستای چهل چشمه کرونی بخش ارژن


2 – 1 – آب و هوا

بخش ارژن، از دو منطقه گرمسیر و سرد سیر تشکیل شده است.در قسمت های شمالی و شمال غربی جبال کوهمره قرار دارد و در ارتفاعات ،  به ویژهدر دهستان های قره چمن و دشت ارژن ، هوا سردو در اعماق جنوب غربی دهستان کوهمره سرخی ، هوا گرم است.مسافری که از شیراز به دیدار منطقه می آید، پس از گذر از گردنه کره بس،ناگاه خود را در منطقه گرمسیری با باغهای مرکبات و درختان ویژه نواحی جنوب فارس می یابد. فسایی در فارسنامه ناصری جلد2 صفحه 280 ، در توصیف بخش سردسیری کوهمره سرخی می نویسد:"تمام این بلوک در کوهستان برف نشین افتاده است".چشمه های شیرین و رودخانه های گوارا دارد.اگر چه بیشتر این بلوک در جانب جنوبی شیراز است وباید هوای آن به اسباب آسمانی ، گرم تر از شیرازباشد،لیکن به سبب بلندی نواحی آن از صحرای شیراز،هوای آن از شیراز چندین مرتبه سردتر است.  

3 – 1 – جمعیت 

 جمع کل تعداد خانوار زن مرد دهستان 10098   7790 4948 1760 1525 949 5082 3723 2523 5082 4067 2425 کوهمره سرخی قره چمن دشت ارژن            

4- 1- دهستان ها

بخش ارژن با مساحت1923 کیلومتر مربع به مرکزیت خان زنیان در 35 کیلومتری جاده شیراز- کازرون متشکل از 3 دهستان به نام های ۱- کوهمره سرخی با مرکزیت روستای ریچی (و چنارفاریاب)  با مساحت 733 کیلومتر مربع ۲- دهستان قره چمن  به مرکزیت خانه زنیان با مساحت 730 کیلومتر مربع و۳- دهستان دشت ارژن با مرکزیت چهل چشمه کرونی با مساحت 460 کیلومتر مربع می باشد.

 5 – 1 – دین، نژاد و زبان

مردم بخش ارژن ، معتقد به دین مبین اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری هستند. مردم این بخش همانند دیگر ایرانیان، از نژاد آریایی هستند. زبان بیشتر مردم بخش ارژن، فارسی با گویش محلی است.در دهستان کوهمره سرخی ،گویش سرخی،گویش سقلمه چی، گویش بککی و گویش کراچی رایج است و در حدود 20% از اهالی دهستان های قره چمن و دشت ارژن که از عشایر اسکان یافته هستند، به زبان ترکی سخن می گویند. و زبان اهالی چهل چشمه کردی کرمانشاهی است.

6-1- پوشش گیاهی و زندگی جانوری:

بیشترین بخش این منطقه، کوهستانی است و آن دنباله ارتفاعات کهکیلویه  می باشد که به کوه های ممسنی و کوهمره سرخی متصل می شود و امتداد آن به سفید دار در فیروز آباد می رسد. کوه های مناطق زیادی از نواحی کوهستانی منطقه را جنگل پوشیده است. این پوشش گیاهی، تنک است و در فواصل آن ، درختچه های خاردار فراوانی مشاهده می شود.انواع درخت جنگلی این منطقه، عبارتند از :بلوط، بنه، بادام کوهی، (بخورک) زالزالک، (کیالک)، انجیر و زرشک .بخشی از جنگل های مرغوب محدوده روستای دشت ارژن در دهستان دشت ارژن ،به دلیل برخورداری از اوضاع آب و هوایی و پوشش گیاهی مناسب در فصل های مختلف سال ، همواره مورد نظر مسئولان کشور بوده است و اخیراً نیز زیستگاه بعضی از حیوانات کمیاب ،مانند گوزن زرد ، مبدل گردیده است.

گیاهان کوهستانی منطقه ، عبارتند از : کنگر، کاسنی، بن سرخ،قارچ،موسیر ، ریواس،جاشیر. گل های کوهی منطقه، عبارتند از محمدی، خرزهره،ختمی، بنفشه، اشک(خشخاش) ، شیر شیروک، چشم درد (کره زرد)و انواع دیگر. آنچنان که در کتب تاریخی آمده آخرین نقطه که در آنجا شیر دیده شده دشت ارژن بوده است. حیوانات موجود در منطقه ، عبارتند از : پلنگ، خرس، گرگ ، کفتار، شغال ، روباه، جوجه تیغی، گراز، و ........

2- ویژگی های اقتصادی

اقتصاد این منطقه همواره اقتصاد چند بخشی بوده است ، یعنی تنها بر یک منبع در آمد، مبتنی نبوده است. با وجود امکانات خوب و مناسب برای رونق کشاورزی و دامداری و ایجاد واحدهای تولیدی و صنایع تبدیلی، تا امروز برنامه ریزی شایسته ای صورت نگرفته است و 10% از جمعیت بخش ، با مشکل بیکاری روبه رو هستند.هم اکنون اقتصاد منطقه بر مبانی زیر استوار است: شغل بیشتر مردم بخش کشاورزی و دامداری سنتی ، و محصولات کشاورزی آنان گندم، برنج، یونجه و کشت های متنوع دیگری مانند سیب زمینی و گوجه فرنگی است. زمین های آبی از مرغوبیت یکسانی برخوردار نیست. در بیشتر جاهای منطقه به ویژه در دهستان کوهمره ، مساحت زمین ها بسیار کم است و کشاورزی اغلب به صورت دیم انجام می شود.برنج کاری به شیوه ماشینی ، عقب مانده و بر نیروی کار انسانی مبتنی است. یکی دیگر از شغل های مردم بخش دامداری است. دامداری در این بخش به گونه ای است گه جایگاه دام دامدار ، نزدیک منزل مسکونی وی می باشدودر بهار و تابستان ، دام در مراتع اطراف روستا و چراگاه ها به چرا می رود و درپاییز و زمستان با علوفه تغذیه می شود .

 

+ نوشته شده در  شنبه 5 شهریور1390ساعت 8:45 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

کردان شبانکاره و گفتگو با دکتر جمشید صداقت کیش- برگرفته از سایت شفق(http://shafaaq.com)

کاکه در سرزمین کاکو!

altبررسی تاریخی حیات کوردهای شبانکاره فارس و پراکندگی کوردها در جنوب و شرق ایران

درگفتگو با دکتر جمشید صداقت کیش تاریخ نگار و کردشناس...

رقیب گفت چه می کنی در این درگه؟

چه می کنم؟ دل گم گشته باز می جویم

فیض‌اله پیری:روزگاری که گذرم به سرزمین تفتیده تفتان و دیار"کوچ و بلوچ" افتاد، از سر کنجکاوی مطالعاتم، متوجه حضور تاریخی کوردها در سیستان و بلوچستان و کرمان شدم. در ادامه مطالعاتی ناتمام و سالها بعد از بازگشت از این دیار، به کتاب" کوردان پارس و کرمان" برخوردم که موجودیت تاریخی کوردان را در فارس و کرمان از ایران باستان تا کنون  بررسی کرده است؛ اثری بنام و بلند و آراسته به نام بلند دکتر جمشید صداقت کیش پژوهشگر و کوردشناس نامی دیار پارس. در سال 1380 تعداد 9مقاله از فصل های این کتاب به زبان کوردی ترجمه و در چندین شماره مجله"سروه " انتشار یافت و بعدها متن کامل آن در کوردستانعراق(سلیمانیه) به زبان کوردی ترجمه و منتشرشد. متن اصلی کتاب نیز که به زیان فارسی است، در سال 1382 پژوهش برگزیده ایران شد. استان حافظ آفرین و سرزمین سعدی ساز فارس و شهر آباد آباده، آباد باد که چنین مردی را در سال 1315 روشنی بخش دیدگان کرد و به دنیا معرفی. در کارنامه این زرین قلم باستانشناس، دست کم تاکنون انتشار 200 مقاله علمی و 65 کتاب و صدها گفتگوی کارشناسی منتشر شده و تعدادی نیز آماده انتشار است. آن گونه که گردانندگان سامانه اینترنتی دکتر صداقت کیش نوشته اند، وی تحصیلات آکادمی خود را تا مرحله دکترا در رشته تاریخ و مردم شناسی( شاخه باستانشناسی) از ایتالیا و آکادمی علوم تاجیکستان با درجه عالی اخذ کرده و برای تحقیقاتش به تمامی نقاط فارس سفر کرده و چنانکه خود می گوید: فارس را مانند کف دستش می شناسد. این پارسی زاده کوردشناس ردپای کوردها در سرزمین پارس تا خلیج فارس و استانهای مجاور را کاویده و می گوید: اگر سلامتی اش او را یاری دهد، قصد دارد تا مطالعاتش را جدی تر دنبال کند و به سراغ کوردهای بلوچ شده ارتفاعات تفتان نزدیک شهرستان خاش در بلوچستان برود. سالها آرزوی دیدار و گفتگویی با او همواره در دل بود؛ تا اینکه مراد برآورده شد و او را در همایش بین المللی ادبیات کوردی در دانشگاه کوردستان دیدم. دیدار با او سعادتی بود و گفتگویی مطبوعاتی نیز سعادتی والاتر. قرار تصدیع به ظاهر پنج تا 10 دقیقه بود که معمولاً بهانه ای خبرنگارانه است برای آغاز! دکتر صداقت کیش در همایش بین المللی ادبیات کوردی در دانشگاه کوردستان مقاله ای با موضوع" کوردهای شبانکاره شیراز" به سوغات آورده بود که بر اساس آن غیر از کوردان پارس، گروهی کورد دیگر که ازنظر نژادی نوادگان اردشیر بابکان به شمار می روند، در فارس حیات داشته اند که با نامهای شبانکاره، شوانکاره، شبنکاره، شبانکارگان و شبانکاریان در تاریخ رخ می نمایند. کهنترین و تنها اثری که طایفه های کوردهای شیانکاره را بازکاوی کرده،"فارسنامه" ی ابن بلخی است که بین سالهای500 تا 510 هجری قمری نوشته شده و این کوردها را در پنج گروه اسماعیلیان، رامانیان، کرزومپان، مسعودیان و شکانیان شرح داده است. او در پژوهش خود احتمال می دهد که این کوردها، مذهبی تسنن و امامیه و هفت امامی داشته که با زبانی غیر از پارسی سخن می گفته، اما زبان پارسی را خوب می دانسته اند. دکتر صداقت کیش در پژوهش خود، ایالت شبانکاره، بازماندگان آنان و آثار باستانی برجای مانده از انها را بیشتر کاویده و  درپی آن است که این تحقیق را به صورت کتاب در اختیار علاقمندان قرار دهد. متن حاضر نتیجه گفتگوی یک ساعته با کوردشناس نامی پارس است که 23 اردبیهشت ماه سال 89 در زیر درختان حیات دانشگاه کوردستان با او صورت گرفت و استاد در پایان این گونه علاقمندی خود به فرهنگ و تاریخ کوردها نشان داد: من که این گونه تاریخ کوردها را مطالعه می کنم ، برای فهم بیشتر و رسیدن به نتیجه بهتر، کاش من هم یک کورد بودم! رواست از همکاری جناب معتصم حسینی همکار دکتر صداقت کیش در پژوهش"شبانکاره ها" که ما را در این گفتگو یاری دادند سپاسگزاری شود که خود نیز از تبار شبانکارگان کورد است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 شهریور1390ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

کردهای بی ملیت سوریه

انسان ها وقتی از سرزمین اصلی خود دور باشند اثرات این دوری در کلیه جوانب زندگی آنها مشاهده میشود که این دوری فقط برای افرادی که این شرایط را تجربه کرده باشند قابل لمس و درک می باشد

هم اکنون هرچند کردهای شیراز نسبت به سایر کوردها( کوردهای کردستان ایران ، عراق ، ترکیه )  از موطن اصلی خود فرسنگ ها فاصله دارند ولی این فاصله به خاطر قرابت آنها با مردم فارس برای انها چندان ملموس نمی باشد ولی گزارشی که توسط بازرس ویژه سازمان ملل از وضعیت کوردان سوریه  منتشر شده خود شاهد وضعیت این ملت زجزکشیده می باشد که این گزارش در زیر خدمتتان تقدیم می گردد:


اولیویه دو شوته، بازرس ویژه سازمان ملل متحد، در گزارشی پس از بازدید از

سوریه، وضعیت این کشور را از لحاظ رعایت حقوق بشر، "اضطراری" توصیف کرده
است.
آقای دو شوته که ملیت بلژیکی دارد بازرس ویژه در امور غذائی است و برای
بازدید از وضعیت خشکسالی در شرق سوریه به این کشور سفر کرده اما در این
سفر شاهد وضعیت زندگی کردهای سوریه بوده و بخش مهمی از گزارش خود را به
مشکلات آنان اختصاص داده است.

آن گونه که در این گزارش آمده، ۳۰۰ هزار کرد در سوریه زندگی می کنند که
فاقد ملیتند، یعنی دولت سوریه از اعطای تابعیت به آنان خودداری کرده و
تابعیت دولت دیگری را هم ندارند و بنابراین از حقوق شهروندی محرومند؛ حق
مالکیت اراضی، تحصیل رایگان، استفاده از خدمات بهداشت عمومی، داشتن
گذرنامه برای سفر به خارج، استخدام در بخش های دولتی و عمومی از آنها
دریغ می شود.

اولیویه دو شوته نوشته که چنین وضعیتی غیر قابل قبول است و باید فکری
برای این کردهای بدون ملیت کرد.

این کردها در بخشی از سوریه زندگی می کنند که پنج سال خشکسالی شدید را
پشت سر گذاشته، تا آنجا که آن گونه که در گزارش اولیویه دو شوته آمده،
دامداران این منطقه بین هشتاد تا هشتاد و پنج درصد دام های خود را از دست
داده اند و بیش از ۸۰۰ هزار نفر از مردم منطقه در فقر شدید زندگی می
کنند.

این در حالی است که شرق سوریه منطقه ای نفت خیز است و تمامی تولید نفت
سوریه که ۳۷۵ هزار بشکه در روز برآورد می شود از این منطقه استخراج می
شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 شهریور1390ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

کریم خان زند و جنگهای داخلی- برگرفته از سایت شفق

در دهه ششم قرن هیجده میلادی، ایران در بین شاهرخ از خراسان و محمدحسین خان بن فتحعلی خان قاجار در مناطق مازنداران و استرآباد و اطراف دریای خزر و آزادخان افغان در ارومیه و شاره زور و نواحی در آذربایجان و محمد گلستان و عبدالعی خان در کرمانشاه و کریم خان( در سال 1705 میلادی بدنیا آمد و در سال 1770 میلادی در گذشت و بعد از وی سلسله زندیان تا سال 1750 تا 1794 بر سراسر ایران حکمرانی نمودند) در مناطق غرب ایران و امیر مهانا بن ناصر در بندر ریگ و نصیرخان لاری و شیخ عبدالله بنی معین در جزیره هرمز، ذوالفقارخان در منطقه خمسه و قم و قزوین به چند بخش تقسیم شد. کریم خان باید تمامی اینان را از میان بر میداشت تا بتواند به تنهایی سرزمین ایران را تحت فرمانروایی خود در آورد.

محمد حسن خان که مازندران و استرآباد را تحت کنترل داشت و از مقتدرترین سران بود، با لشکری توانست ساحل دریای خزر"قزوین" و شهر گیلان را به تصرف در آورد و حاجی جمال فومنی را به حاکمیت آن مناطق بگمارد.

بار نخست حاکم کرمانشاه، از کینه کریم خان از وی خواست تا به منطقه تحت قلمرویش بیاید تا بدون جنگ و مسئله ای این مناطق را تسلیم وی گرداند. او نیز با سی و پنج هزار نفر مرد جنگی به راه افتاد و در نزدیکی شهر نیروهای خود را مستقر نمود و در انتظار واکنش کریم خان بود. کریم خان نیز با چهل و پنح هزار نفر مرد جنگی خود را برای جنگ آماده نموده بود. اما بعداً محمد حسن خان بدون آن که وارد جنگ شود با لشکر خود به سمت مازندران عقب نشینی نمود. کریم خان شهر گیلان را تصرف نمود و خود را پابند به پیروی از فرمانهای حکومتی نشان داد. سپس بسوی مازندران رفت و بعد از آن كه محمد حسن خان قاجار را از آنجا بيرون كرد و این منطقه را تحت فرمان خود درآورد و محمد حسن خان نیز به قلعه استرآباد پناه برد و کریم خان نیز این قلعه را محاصره نمود. چون که طرف دیگر قلعه به سمت آب بود و کریم خان بدین روش خواست راه خوراک و آذوقه و مهمات را به قلعه ببندد تا خان قاجار را ناچار نمايد تسليم شود. کریم خان تمامی جوانب را سنجیده بود و آذوقه فراوانی را با خود به همراه آورده بود. ولی چون محاصره به دراز کشید، مجبور شد باب گفتگو را با خان قاجار باز نماید!. این بود که زکی خان زند را به نزد وی فرستاد تا بتوان وی را قانع کند، خود از قلعه بیرون آید و درخواست عفو نماید تا کریمخان محاصره را بردارد و جنگ به طول نینجامد، ولی حسن خان قاجار قبول نکرد. سپس آمادگی خود را اعلام نمود تا تعداد سیصد اسب را به کریم خان بدهد و علاوه برآن پیشنهاد نمود که پسرش محمدخان را همچون گروگان در نزد وی بگذارد تا اگر باردیگر دست درازی به مناطق تحت فرمان زندیان صورت گرفت، فرزندش را به قتل برساند. و لی تمامی اینها کریم خان را قانع ننمود و بر این اصرار دست که باید از قلعه بدر آید.

می گویند؛ خان قاجار خواهری جنگاوری به نام خدیجه بیگوم داشته است که در جنکها دوشادوش برادرش می جنگید و با این که سن وی به سی سال رسیده بود، هر کسی به خواستگاری وی می آمد، قبول نمی نمود شوهر کند. حکایت است که روز خدیجه بیگوم پیراهنی مردانه را برتن می کند و نفری را با خود به نزد کریم خان می برد تا بجای وی سخن گوید تا ندانند وی زن است!. به مقر سربازان زندی بسوی بارگاه کریم خان میرود و یکی از نگهبانان کریم خان مانع از بیگوم می شود. بیگوم فوراً از اسب پیاده می شود و با یک دست وی را بر زمین میزند و دادو فریادی بسیاری ایجاد می شود.

کریم خان از این هیاهو از بارگاه خود خارج می شود تا بدان چه خبر است!؟. بعد از آن که از نیت و مرام آنان آگاه می شود، با وی سخن می گوید و او نیز خود را آشکار می کند. کریم خان عجله ای ننمود و بلکه یک روز ملهت به خان قاجار داد تا آخرین راه خود را انتخاب نماید. روز بعد، برای خان قاجار شرط می نهد که باید خواهرش را به زنی بگیرد و آن دختر نیز باید باکره باشد. ولی خدیجه بیگوم قبول نکرد و گفت: من این مرد را دیدم و اگر به روش دیگری به خواستگاری من می آمد، شاید قبول می گردم. گفتگوها به نتیجه نرسید و جنگ شروع شد در  مراحل نخست به کریم خان فشار سختی وارد شد و قریب بود که کشته شود به روشی معجزه آسا نجات یافت. سرانجام با لشکر خود بسوی کرمانشاه بازگشت نا خود را برای دور دوم نبرد آماده و مهیا نماید!. در این مدت پیمانی را با ایل کلهور  و زنگنه بست و هدف وی این بود که قلعه شهر را تصرف نماید و به صورتی ناگهانی صدای انفجار انبار باروت در قلعه به گوش رسید و چند سنگر قلعه را فرو ریخت. در این زمان، خان زند، نماینده ای را به نزد حاکم کرمانشاه فرستاد تا در مورد تسلیم شدنش به زند گتفگو نماید و بعد از آن که اماننامه گرفتند، کریم خان بدون هیچ گونه درگیری به قلعه وارد شد و شهر به تصرفش در آمد و برای مدتی در آنجا ماند و در آنجا شهین خانم دختر رئیس ایل کلهور محمدخان را به زنی گرفت. در این مدت مردان کریم خان راه را بر آزادخان و مردانش بستند که می خواستند به منطقه خود بروند. آزادخان با هفت هزار جنگاور از ارومیه به سمت کرمانشاه برای یاری رساندن به علی مردان خان بختیاری به راه افتاده بود. وقتی که بختیاری همپیمانش شکست خورد، از پیشروی بازایستاد تا کریم خان زند به کرمانشاه بازگشت. سپس آزادخان تلاش نمود که به ارومیه برود، کریم خان راه را بر وی بست و هیچ نشانه ای از خان زند را نیافت تا با وی گفاگو کند تا اجازه دهد به ارومیه برود و گفت: من هیچی دشمنی با خان زند را ندارم و تا کنون هیچ گونه بدی در حقی نکرده ام و عهد می بندم در آینده نیز با وی دشمنی نکنم. هر کدام از محمد خان زند و شیخ علی خان زند از سخنان وی پشتیبانی نمودند و تلاش نمودند کریم خان را قانع کنند تا با در نظر گرفتن کمی نیروهای کریم خان و داشتن توپ و  مردمان جنگ آزموده وی،  بدو اجازه دهد به محل خود باز گردد. کریم خان به چشم دشمن به آزادخان نگاه می کرد و دائماً هوشیار بود که مغلوب وی نشود و برای همین شروطی را برای وی نهاد و آن این که آزادخان به نزد وی بیاید و اطاعت خود را از زندیان اعلام نماید. آزاخان افغان نیز این شرط را قبول ننمود و بدین منوال بود که جنگی در بین آنان روی داد و چیزی نمانده بود که کریم خان فاتح میدان شود که شیخ علی خان زند و محمد علی خان میدان نبرد را ترک کردند و بسوی قلعه پری براه افتادند. این گونه عملی سبب شد که روحیه مردان جنگی کریم خان ضعیف شود و در این نبرد شکست خورد و بسوی اصفهان عقب نشینی نمود و سپس بسوی مناطق فارس رفت تا دوباره نیرویی را گردآوری نماید.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  شنبه 5 شهریور1390ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

سفر نوروزی به استانهای ایلام و کرمانشاه

فرصتی پیدا شد و در سفری کوتاه ( ۵ روزه) در اوایل نوروز ۸۹ به اتفاق خانواده سری به استانهای ایلام و کرمانشاه زدیم و در این سه روزی که در این منطقه سکونت داشتیم واقعا خوش گذشت و احساس  کرد بودن می کردیم

 در این چند روز برای ارتباط برقرار کردن با جامعه واقعا راحت بودیم و این موضوع را متوجه شدیم که ما در شیراز غریب هستیم و برای ارتباط با مردم باید فارسی صحبت کنیم ولی در این چند روز سفر برقراری ارتباط با مردم  خیلی به سادگی و با زبان کردی  انجام می شد هر چند که هر منطقه گویش های خاص خود را داشتند ولی برای ارتباط با مردم از لر و لک گرفته تا کردهای کلهر و فیلی و .... مشکلی نداشتیم 

در این سفر هرچند به دلیل مشکلات کاری زود به پایان رسید و نتوانستیم از جاذبه های طبیعی این دو استان استفاده لازم را ببریم ولی برای آشنایی با کردزبانان این مناطق فرصتی مناسب بود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 فروردین1389ساعت 7:26 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

تعدادی از واژه های رایج در بین کردان کرونی چهل چشمه

 

 با سلام

تعدای از واژه های رایج در بین کردان کرونی چهل چشمه به پیوست در ادامه مطلب آمده است امید است زبان شناسان محترم در مورد گویش کردهای این سرزمین نظرات خود را دریغ ننمایند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 2:12 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

نوروز


nooroz-kurdshiraz.jpg
DSC00298hossein.jpg
عید نوروز بر دوستان بزرگوار  مبارک باد
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 فروردین1388ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

کردان کرونی

در حال حاضر در استان فارس ، گروهی از کردان  زندگی می کنند که خود را کرونی می نامند این گروه در حدود 1000 خانوار هستند که در روستاهای شیراز و کازرون و سپیدان زندگی می کنند

این افراد دارای ویژگی های زیر می باشند  

1-   زبان و گویش آنان کردی است

2-   مذهب آنان شیعه 12 امامی است

3-   در زمینه چگونگی حضور در این منطقه اتفاق نظر ندارند( بعضی معتقدند در زمان کریم خان زند به شیراز آمده اند و بعضی می گویند از کرمانشاه آمده اند و گروهی می گویند از کردستان آمده اند و ...)

4-   همگی قریب به اتفاق آنان تا سالهای 1341 که اصلاحات ارضی در زمان پهلوی صورت گرفت بصورت عشایری زندگی می کرده اند ولی اینک تقریبا بیشتر آنها اسکان یافته و در روستاها و شهرهای شیراز و کازرون و بیضاء و .... ساکن شده اند .

5-   سردسیر این گروه روستای چهل چشمه کرونی در 40 کیلومتری غرب شیراز در بخش ارژن از شهرستان شیراز بوده و گرمسیر آنان منطقه سرقنات در منطقه دشتک در 20 کیلومتری جنوب شرقی شهر کازرون می باشد .گرچه طول ایل راه این گروه 128 کیلومتر می باشد اما عده ای از آنها در روستای قوام آباد چیچکلو و روستای مجاور آن از بخش بیضا سپیدان می باشد که احتمال می رود این ایل راه در زمانهای قدیم تا آن منطقه نیز ادامه داشته است و حتی بیشتر از آن .

6-    دو روستای چهل چشمه کرونی و قوام آباد چیچکلو تقریبا بصورت 100 درصد جمعیت انها کرد می باشد و تعداد کمی از آنان ترک و لر و فارس ( تاجیک ) می باشند ولی در سایر روستاها جمعیت بصورت ترکیبی از کردان و ترکان قشقایی و فارسها می باشد 

7-   آشنایی و ارتباط کردان روستاهای قوام آباد چیچکلو و چهل چشمه کرونی بسیلر محدود می باشد و عموما از هم اگاهی و اطلاع ندارند و از لحاظ پیوند های زناشویی هیچ گونه ارتباطی مشاهده نمی شود و فقط بعضی از ترکان چهل چشمه کرونی مدعی هستند اجداد آنها از کردان مستقر در بیضاء ( که احتمالا از همان کردان قوام آباد چیچکلو باشند ) می باشند

8-   با توجه به دورافتاده بودن روستای قوام آباد چیچکلو  خصوصیات فرهنگی و اجتماعی آنان با دیگر کردان کرونی فارس تفاوت دارد

9-   توزیع جغرافیایی و پراکندگی روستاهایی که دارای کردان کرونی می باشند به شرح زیر می باشد:

9-1- روستای چهل چشمه کرونی در بخش ارژن  شهریتان شیراز که  مرکزیت دهستان دشت ارژن با این روستا می باشد

9-2- روستای خیرآباد کرونی در بخش مرکزی شهرستان کازرون

9-3-روستای بهرام آباد کرونی در شهرستان کازرون

9-4- روستای وفادارآباد از شهرستان کازرون

9-5- روستای شیخی از شهرستان کازرون

9-6-منطقه سرقنات در دشتک در جنوب شرقی شهر کازرون

9-7- روستای قوام آباد چیچکلو از بخش بیضاء شهرستان سپیدان

9-8- روستای باباکوهک از بخش بیضاء شهرستان سپیدان

9-9- شهر کازرون  بویزه منطقه بهشت زهرا در شمال شهر کازرون

9-10-شهر شیراز ( شهرک های غربی و جنوبی شهر شیراز از جمله میانرود ( بهارستان) ،  والفجر ، سجادیه سیمان ، عادل آباد ، گلستان ، قصر قمشه ،فرهنگیان  و ...)

10-معنا و مفهوم  واژه "کرونی"  را معمولا افراد این ایل نمی دانند ولی احتمالا اصل این واژه " کرهانی" بوده است که بصورت کرانی نیز آمده است .

 آکوپوف در کتاب خود می نویسد :

« بخش باقی مانده از ایل] زنگنه[ در فارس تا همین چندی پیش هم چنا خود را کورونی ]کرونی [  که می نماید شکل تحریف شده " گورانی " باشد می نامند »

این نویسنده به نقل از هدایت در کتاب تاریخ "زندیه" چنین می نویسد :

«از اخبار منابع در می یابیم که کریم خان زند در سده هیجدهم میلادی ، بخشی از مردم جنوب کردستان را به فارس برد و در آنجا پیشینیان سنجابی ها – پیشینیان ، نه این که خودشان – در کنار کردان  زنگنه در نزدیکی شیراز می زیسته اند . آنها را بختیار خان ، دوباره به کردستان آورد »

در قبرستان قوام آباد چیچکلو سنگ قبرهایی با واژه" کرانی" وجود دارد که کهن ترین آنها مرب.ط به تاریخ 1248 می باشد که 55 سال پس از مرگ کریم خان زند می باشد

11-کردان روستای قوام آباد چیچکلو خود را از طایف لک می دانند که هیچ اثر نوشتاری از آنها وجود ندارد

12-در میان نام خانوادگی افراد روستای قوام آباد " گوران نیک بنیاد"  وجود دارد که خود را از ایل گوران می دانند در میان نام خانوادگی روستای بهرام آباد کرونی کازرون نیز نام خانوادگی "زندی " وجود دارد که شاید تاثیر پذیریث از ایل زند باشد . با توجه به وجود تعداد بیشمار سنگهای قبر قبرستان قوام آباد در سده سیزدهم هجری قمری ، تعداد کردهای زنگنه در آن منطقه زیاد بوده است. در قبرستان روستای خیرآباد کرونی فقط یک قبر با نام" زنگنه" از سال 1368 هجری قمری وجود دارد  

13- یکی دیگر از نکات مجهول در مورد کردان کرونی در شیراز وجود یک روستای فاقد کرد در 7 کیلومتری جنوب شهر شیراز می باشد که اکثر آنها که حدود 200 خانوار می باشند که 120 خانوار انها  دارای اصالت ترک قشقایی می باشند و یا از اهالی کوهمره سرخی هستند . بقیه از نقاط دیگر فارس می باشند که در این منطقه سکونت دارند . جالب این که در بین افراد این روستا افراد زیادی دارای نام های خانوادگی"کرونی" ، "کرانی نژاد" و "کرانی" و ... می باشند با توجه به این که کریم خان زند کردان زیادی از همرزمان و همراهان خود را در مجاورت شهر شیراز سکنی می دهد تردیدی وجود ندارد که افراد و خانوارهای قدیمی و اولیه ساکن این روستا از بازماندگان کرد بوده باشد و این منطقه یکی از مناطق کردنشین شیراز بوده باشد که بتدریج با مهاجرت سایر افراد حضور کردان در این روستا کمرنگ شده است و در حال حاضر نیز این خصوصیت از بین رفته است .  در بررسی سنگ قبرهای روستای کرونی قدیمی ترین سنگ قبر مربوط به سال 1132 ه . ق و سپس 1236ه . ق می باشد که در نوشتار هیچکدام نامی از طایفه یا نژاد و گروه کرانی ذکر نشده است .

14- در کتاب وقایع اتفاقیه("گزارش های خفیفه نویسان انگلیس" که به کوشش" سعیدی سیرجانی " در سال 1361 در انتشارات "نشر نو" چاپ شده است )از طایفه کرانی و افرادی که از این طایفه بوده اند وقایعی ثبت شده است :

«امان الله خان کرانی یا سرمست کرانی در سال 1301 ه.ق به صحرای بیضاء( از شهرستان سپیدان )  می روند که همان منطقه قوام آباد چیچکلو می باشد . نکته دیگر این که در یک جا در این کتاب از شخصی به نام محمدعلیخان کرونی نام می برد»

تردیدی نیست که اصل واژه" کرونی" واژه "کرانی" بوده باشد  نکته دیگر این که در حال حاضر کرانی ها خود را لر و زند می دانند در حالی که کرونی ها خود را کرد می دانند

در همان کتاب ذکر شده است که طایفه "کرانی و لرها" در شیراز هر دو از نوکران "  قوام الملک" بوده اند در حالی که" کردان کرونی" شهرستان کازرون زیر چتر کلانتر طایفه کشکولی از ایل قشقایی بوده اند .

15- در کتابی با نام  "دو سفرنامه از جنوب ایران"  که توسط دو نفر از صاحب منصبان و مهندسان  دوران قاجار در زمان انجام ماموریت نظامی برای شناسایی راههای داخلی جنوب برای انتقال ادوات نظامی از  بوشهر به مرکز(تهران )  در سالهای 1256 و 1307 هجری قمری نگاشته شده است و به تصحیح و اهتمام سید علی آل داوود توسط انتشارات امیبرکبیر در سال 1377 چاپ شده است و نسخه خطی آن در  کتابخانه ملی و مجلس موجود می باشد آمده است :

«

وقایع یوم ششم شهر ذیحجه الحرام مطابق

سیچقان ئیل خیریت دلیل سنه 1256

( محال خانه زنیان )

از اقبال بی زوال خدیو بی همال و شاهنشاه ظفرمند بلند اقبال روحنا فداه از بلده شیراز حرکت و روانه محاق «خان زنیان» و مسافت این راه هشت فرسنگ تمام است و از اصل بلدهخ الی باغی که موسوم به باغ شاه چراغ است راه صاف و هموار است . بعد از آن همه جا دوفرسنگی کاروانسرا باید روی به فراز رفت و کاروانمسرای مزبور در سمت راست رودخانه مسمی به «قره غاج» واقع و نزدیکی کاروانسرا نهر آبی است که از سمت چشمه صفا و شمال کاروانسرا می آید  و متصل به رود خانه می شود و رودخانه مذکور همه جا مارپیچ می رود و آبش بسیار صاف و شیرین و گواراست . و کل این صحرا چمن و سبزه زار و مرتع دواب و اغنام ایلات کرانی و جامه بزرگی است و شمال کاروانسرا به قدر هشتاد درجه میل به مغرب راهی است که مستقیم به قبعه سفید می رود و در همین راه به فاصله نیم فرسنگ از کاروانسرا مکانی است که نزاع کلی در میان لشکر امیرتیمور و شاه منصور اتفاق افتاد و لشکر شاه منصور شکست خورده روی به هزیمت نهادند و اصل خانه زنیان جزء بلوک «کوهمره» ماصرم است »

"مختصری از این کتاب در آینده ذکر خواهد شد "

با توجه به این موضوع حضور ایلات" کرانی" که همان" کرونی " می باشد   در بخش ارژن (از غرب شیراز و خان زنیان تا چهل چشمه کرونی ) حتمی می باشد و نشان دهنده تملک و استقرار این مناطق توسط اجداد کردان کرانی ، کنونی دارد 

 اگه مطلب طولانی شد برای این بود که تلافی چند ماه تاخیر رو کرده باشه

با مطالب اختصاصی در مورد هر کدام از این روستاها در آینده در خدمت شما بزرگوراران خواهم بود

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مهر1387ساعت 10:16 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

ازدواج

به زودی وبلاگ با مطالب جدید به روز آوری خواهد شد

 

 

 از کلیه دوستان که مطالب و نظرات خود را در طول دوره فوق از من دریغ ننمودند تشکر و سپاسگزاری می نمایم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 8:18 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

کردان غازیوند در شیراز

کردان غازیوند در شیراز

 

ژوکوفسکی ( v.a.Jokovicksi) که در سال 1882 به شیراز آمده است ( حدود 12۶ سال پیش ) در باره مردم تلخداشک می نویسد :

 

" روستای تلخی دشک در جنوب غربی شیراز در حومه باغ  کمال الملک ( باغ عفیف آباد) واقع شده ، ساکنان آن کرد بوده و از طایفه کوزیوند از ایل گوران می باشند که از آئین و مذهب ویژه ای برخوردارند "

 

محله تلخ دشک در مرکز شهر شیراز  و در حدفاصل بولوارهای ستارخان و مطهری ( زرگری ) قرار دارد که به قول میرزاحسن فسایی  به نام یکی از دولتمردان دوره های گذشته که "خداش" نام داشته ، شناخته می شود

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 0:30 قبل از ظهر  توسط حسین  | 

روز جهانی زبان مادری

 

روز بیست و یکم فوریه

 

 ( دوم اسفند ماه )

 

روز جهانی زبان مادری

 

مبارک باد

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 6:59 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

سرگذشت کردان شیراز از زندیه تاکنون

 

با عذر خواهی از محضر کلیه دوستانی که در این مدت لطف خود را از من دریغ ننمودند با تاخیری ۶ ماهه ادامه مطلب کردان شیراز و تاریخچه این قوم خدمت دوستان عزیز تقدیم می گردد

 

 

 

دوره کریم خان زند

 

 

در دوره کریم خان زند در ارتباط با کردان وقایعی رخ داد که به ترتیب رخداد به شرح ذیل است:

1-    غارت اموال تجار بدست طایفه های لر ، ترک ، عرب و کرد که علیمردان خان فرمان قتل و غارت آنها راصادر می کند

2-    شهر قمشه ( شهرضای کنونی در جنوب اصفهان) توسط لشکریان  فتحعلی خان افشار که شامل افغانان و بلوچان و ازبک ها و ترکها و کردان بوده محاصره و تسخیر میشود

3-    خسروخان اردلانی والی کردستان مدتها در شیراز بوده است

     ۴- کریم خان زند برای تسخیر بصره و بغداد  الله قلیخان ، نواده شیخ علیخان را با لشکر زنگنه و کلهر به طرف بغداد گسیل می دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 30 آذر1386ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط حسین  | 

كرد ان پارس در دوره زندیه

دوره زندیه

همان گونه که قبلا نیز اشاره شد بیشترین اطلاعات ازکردان فارس در دوره زندیه می باشد که به همین سبب در این جا به صورت مفصل به آن پرداخته خواهد شد :

 

 ایل زند یکی از شاخه های ایل های ایرانی نژاد بوده اند و با یکی از گویش های لری صحبت می کرده اند . ایل زند زیرگروه قبیله لک بوده است .

در سده دوازدهم جمعیت این ایل آن چنان زیاد نبوده است .با توجه به این که بیشتر منابع ایل زند را لر ذکر می کنند اما در کتاب " کرد در دایره المعارف اسلام ص 97  " چنین آمده است :

" زندیه یک طایفه کرد بوده و در درجه اهمیت قرار داشت  . آنها بین همدان و ملایر در ناحیه ای که قبلا ایغار نامیده می شد، زندگی می کردند .در زمان نادر شاه به خراسان کوچانده شدند اما پس از مرگ نادر شاه دوباره به موطن خود بازگشتند."

 

دوره کریم خان زند:

مردم شیراز و فارس کریم خان را لر می دانند . در برخی منابع نوشتاری هم وی را لر لک ذکر کرده اند .یکی از پژوهشگران کرد ، کریم خان زند را از طایفه کرد لک می داند (زه کی به گ ، محمد ئه امین ، کورد و کوردستان ، چاپ بغداد 1932 میلادی جلد 1)

 هم چنین کنسول ا. آرلف ( به نقل از آکوپوف ص 84 ) می نویسد :" کریم خان زند ،  خودش زنگنه بود "

به هر روی کریم خان زند ، در سال 1164 ه.ق . شیراز را به پایتختی برمی گزیند و چند طایفه کرد را از کردستان به شیراز می آورد از جمله طایفه احمدوند ، کرونی ، کلون عبده و ایل بایروند.( نکته جالب این که در شهرستان کازرون و در نزدیکی دریاچه پریشان دو روستا به نام های کلونی و عبده ای وجود دارد که می تواند نشان از نامگذاری این روستا به دلیل همین طایفه بوده باشد ) .افزون بر اینها حدود 90 هزار نفر از ایلات بختیاری، زنگنه ، وند و لیلاوی را مانند گروه احمد وند و کرونی در نزدیکی شهر شیراز اسکان می دهد.(کتاب مجمع التواریخ ، ص 342 و تحفه العالم، ص145( به نقل از: ورهرام ،ص 182)) . البته در منابع دست اول زندیه هم می بینیم که طایفه مافی ( در کتاب عبدالکریم شیرازی ،ص132آمده است که :"مافی از قبایل لک که در حوالی قزوین اسکان دارند " ، طایفه باجلان ، طایفه چگنی و ... نیز در شیراز و فارس بوده اند .( به نقل از ابوالحسن غفاری کاشانی در کتاب گلشن مراد که به اهتمام غلامرضا طباطبایی مجد در سال 1369 در انتشارات رزین چاپ گردیده است ، ص .758(این کتاب برای نخستین مرتبه  در سال  1369چاپ گردید و اطلاعات فراوانی در زمینه کردان ایران در دوره زندیه ارائه کرده است که هیچ یک از پزوهشگران کردشناس در آثار خود از این کتاب استفاده نکرده اند)،)

هم چنین در این زمینه اکوپوف در صفحه 69 (به نقل از هدایت در کتاب تاریخ زندیه ،تهران ،1955 ) چنین می نویسد :

"از اخبار منابع در می یابیم که کریم خان زند در سده هیجدهم میلادی ، بخشی از مردم جنوب کردستان را به فارس برد و درآنجا پیشینیان سنجابی ها پیشینیانشان ، نه اینکه خودشان در کنار کردان زنگنه در نزدیکی شیراز می زیسته اند . آنها را بختیار خان ، دوباره به  کردستان آورد."

یکی از پژوهشگران معاصر ( ورهرام ، ص 182) اظهار نظر کرده است:"  کریم خان زند به دلایل سیاسی و آرام نگه داشتن قبایل مختلف و هم چنین رونق شیراز گروههای مذکور را مجبور به اقامت در شیراز نموده است" اما از لحاظ منطقی این مساله دور از ذهن به نظر می رسد که آدمی 90 هزار و حداکثر دو تا سه برابر این تعداد را در شهر شیراز و اطراف آن اسکان بدهد ،چه معمولا تمامی اینان از عشایر بوده اند و سرکش و نافرمان و کنترل آنها در داخل شهر  و اطراف آن نهایت مشکل بوده است . حال اگر نظریه کرد بودن کریم خان زند را بپذیریم ، به نظر پژوهشگر ارجمند دکتر صداقت کیش ، توجیهی منطقی است که کریم خان زند از کردان ، برای پشتوانه خود به شیراز و اطراف آن بیاورد . وجود کردان بیشمار و نقش آنها در دوره این پادشاه ، در شیراز و فارس و بازماندگان کنونی کردان در فارس تا اندازه ای این مساله را تایید می کند . درحال حاضر روستایی به نام کرونی در هفت کیلومتری جنوب شهر شیراز قرار دارد که گرچه به ظاهر کرد نیستند اما نام یک طایفه کرد بر روی یک روستا در مجاورت شیراز دلیلی بر این مدعاست.

به هرحال کردان در دوره کریم خان زند دارای نقشی اساسی بوده اند که بعضی از انها در ادامه خواهد آمد.

دو فرزند کریم خان زند دارای مادرانی کرد بوده اند و تردیدی نیست که کریم خان زند با وصلت با کردان موقعیت خود را از لحاظ پشتوانه بیشتر تثبیت می کرده است .

1-بزرگترین پسر کریم خان زند به نام ابوالفتح خان ، از مادری  کرد قوچانی ، خواهر اسماعیل سلطان کرد قوچانی ،در سال 1169 قمری به دنیا می آید و در سال 1201 در می گذرد ." آرامگاه این شاهزاده امروز در گوشه هنرستان مجاور بقعه مبارکه علی بن حمزه در شهر شیراز ، قرار دارد . "

  2- سومین فرزند کریم خان ، به نام محمد ابراهیم خان بوده است که از بطن دختر محمد رضا خان کلهر در سال 1182 به دنیا می آید و در سال 1216 در نهاوند در می گذرد .

وقایع دوره کریم خان زند و جانشینان کریم خان زند و هم چنین شرح حال کردان فارس در دوران قاجار و پهلوی  در مطالب بعدی به میان خواهد آمد .

و چند کلام با گویش زیبای کردی کرونی برای تشکر و سپاس از تمامی دوستان عزیز که با پیام های خودشان مشوق بنده بوده اند :

"له گره له گشت هه دوسل و برا و خوویش که کان عزیز که تا اینه و پیامه له که یان منی ،  ارای ادامی ای ریه که ،  وه پیش گه رته مه ته شویق کرده نه، ته شکور اکه م ،  و له گشته یان اتوه وه م  که اگه انتقاد و یا نظری و یا اطلاعاتی درن ، ارام نو ایمیل رد کن بیه ،  تا وه نوی خوه یان گره بنیسم ."

در آینده و پس از پایان گزارش وقایع تاریخی کردان فارس سعی خواهم نمود مقداری از تاریخ فاصله گرفته و به ارائه مطالبی مربوط به زندگی کنونی کردان فارس در شیراز و روستاهای کردنشین فارس و عکس هایی از بزرگان و پیشکسوتان آنها بپردازم و مطالب بیشتری نیز در مورد آداب ، رسوم ، عقاید ،گویش ، کلمات و ساختار زبانی و سنت های رایج در بین آنها  نگارش خواهم نمود.

امیدوارم در این راه دوستان کرد زبان  هم چون گذشته مساعدت و همکار ی خود را از من دریغ ننمایند ، چرا که بدون همکاری آنها ادامه راه امکان پذیر نخواهد بود .

+ نوشته شده در  جمعه 18 خرداد1386ساعت 11:17 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

کردان پارس پس از رموم پارس از دوره صفویه تاکنون

 

" كرد ان پارس پس از رموم كردان پارس"

"( از دوره صفويه تا امروز) "

 

در ادامه كمي از گذشته هاي دور فاصله مي گيريم و سرگذشت كردان پارس و شيراز در دوران هاي صفويه و افشاريه را به اطلاع مي رسانم  .

دوره صفويه :

گزارشي از وضع ارتش ايران از سال 1128 هجري قمري در دست است كه در آن آمده است:

"به قدر سه لك (( واژه اي هندي به معني هزار))خانه وار از ايلات آورده در كوهستانهاي قريب به ساحل فارس مسكن نموده اند . چنانچه نام ايلات مذكور زنگنه كرايلي ، قشقه اي ،و ممسيني است"

در حال حاضر تيره اي به نام زنگنه در ايل قشقايي وجود دارد كه به تركي صحبت مي كنند اما در استان كنوني بوشهر و استان فارس گروهي زنگنه هستند كه به زبان  فارسي تكلم مي كنند .ترديدي نيست كه گروه دوم بايستي از بازماندگان كردان باشند

دوره افشاريه :

در حدود 1150 هجري قمري در ابيورد خراسان كردهاي قراچورلو،باچانلو،شيخوانلو ،گاوشانلو،كيپنكلو،كيوانلو،ميانلو،پالكانلو و كرگرلو زندگي مي كرده اند

در همان سال در زمان نادر شاه افشار در بنادر جنوبي مسقط و بحرين شورش هايي رخ مي دهد كه نادر شاه كوسه احمدلو افشار را فرمانده سپاهي مي كند و به همراه او از تركمان ها ( طايفه ابوالوردي) و كردان شيخوانلو و كيوانلو و گاوشانلو و ... را به فارس مي فرستد. كوسه احمد لو به علت تباني ها به دستور نادر شاه كشته مي شود و تا سال 1157 هجري قمري هم چنان شورشها و طغيانهايي در فارس ادامه دارد . در نتيجه تركمان ها و كردان مزبور كه فرماندهشان به دستور نادر كشته مي شود و خود در اين شورش ها دست داشته اند ، از ترس مجازات در شيراز و فارس ماندگار مي شوند.

محل طايفه ابوالوردي در تل شاهزاده كه امروزه به نام ابيوردي در شمال شهر شيراز است ، ميباشد اما هيچگونه اطلاعي از محل استقرار كردان ابيوردي در شيراز و فارس نداريم و با توجه به كتابي كه درباره طايفه ابوالوردي در شيراز چاپ شده ولي ذكري از كردان ابيوردي در شيراز و فارس نشده است .

اما تعدادي از بزرگان و ريش سپيدان طايفه كروني (از جمله شادروان شادي نظرپور و تعدادي ديگر از آنها كه در قيد حيات هستند ) از وجود كرداني در محله ابيوردي شيراز كه به گويش كردي همانند كردان چهل چشمه سخن مي گويند خبر مي دهند كه با كردان چهل چشمه كروني داراي آمد و شد  بوده اند ولي به دلايل مختلف اين  ارتباطات در حال حاضر كمرنگ شده است

 

در مطالب بعدي و در  ادامه سرگذشت كردان شيراز در دوره زنديه در  پي خواهد آمد .

+ نوشته شده در  جمعه 17 فروردین1386ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

تبریک سال نو

"سال و فال و مال وحال و اصل و نسل و تخت و بخت 

باد ت اندر شهریاری برقرار و بادوام

سال خرم ،فال نیکو ،مال وافر ،حال خوش

اصل ثابت ، نسل باقی ، تخت عالی ،بخت رام "

 

آغاز سال ۱۳۸۶ خورشیدی و

سال  ۲۷۰۷   کــوردی و

۷۰۲۹ میترایی اریایی و

۳۷۴۵زرتشتی و

۲۵۶۶ شاهنشاهی و  

فرارسیدن نوروز باستانی

بر کلیه هم میهنان عزیز

وکلیه پارسی گویان گیتی و

 برپا کنندگان جشن نوروز باستانی

و هم چنین کردان عزیز سرتاسر جهان 

 "بویژه کرد زبانان دور افتاده از کردستان  "

تبریک و تهنیت  باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 فروردین1386ساعت 8:46 قبل از ظهر  توسط حسین  | 

"واژه كرد در عبارت رموم كردان پارس"

 

"واژه كرد در عبارت رموم كردان پارس"

 

با درود وسپاس به كليه دوستان  و همه شما عزيزان در ادامه مطالب قبلي،  بحث كردان پارس را با بررسي نظريه سعيد نفيسي در زمينه واژه "كرد" پي مي گيرم.

سعيد نفيسي در كتاب " خاندان طاهري" واژه "كرد" را چنين تشريح مي كند :

«چون مهمترين كار اين مردم بيابان گرد و چادرنشيني ،پرورش اغنام و احشام بود و بيشتر از چوپاني و شباني روزگار مي گذرانده اند ،در زبان فارسي ،كرد را معني چوپان وشبان هم آورده اند»

ايشان در جايي ديگر مي فرمايد:

«باز دلايل ديگر هست كه كرد اطلا در زبانهاي ايراني به معناي بيابان گرد و كاملا مترادف همان كلمه nomade فرانسه است كه از ريشه namos  يوناني به معني چراننده است و شگفت تر اين كه در زبان فارسي هم كرد را به معني "گله چران" به كار برده اند و طبيعي هم است زيرا چادرنشينان هميشه گله دار بوده اند . معني كرد با گله چراني به اندازه اي ملازم يكديگر است كه در دوره ساساني و تا مدتي از دوره اسلامي طوايف مختلف كردها را "رم " مي گفتند و اين همان كلمه اي است كه در زبان امروز ما         " رمه"  شده است و اين كلمه به زبان عرب هم رفته است  منتهي اغلب آن را" زٌم" و جمع آن را كه مي بايست" رموم"باشد" زموم "  نوشته اند. در بسياري از متون فارسي هميشه كه خواسته اند طوايف چادرنشين ايران را برشمارند ، ايشان را كرد ناميده اند و در اين اواخر كرد اصطلاحي خاص شده است براي چادرنشينان ايراني نژاد كه نژاد وزبانشان ترك و تازي نباشد . به همين جهت است كه هر طايفه ايراني را كه به تركي و تازي سخن نمي راند و از نژاد ترك و عرب نبوده و چادرنشين بوده در هر جا كه بوده است كرد گفته اند چنانكه مثلا بختياريها و لرها و همه چادرنشينان فارس و كرمان و خراسان و نواحي مركزي و غربي و شمالي ايران را در هر كجا بوده از كرد دانسته اند و حتي آـنها را هم كه از نژاد ايراني اند و به زبانهاي ايراني (اقسام كردي ) سخن مي رانند ، در هر كشور ديگر باشند كرد مي دانند و اين نكته بسيار متقن و عالمانه است و دلايل بسيار با خود دارد و گمان ندارم دانشمندان هيچ دياري رنج بحث و رد آن را بر خود هموار كنند»

لذا در رد اين سخنان موارد زير به آگاهي مي رساند :

در بحثي از كارنامه اردشير بابكان كه متني است از دوره پيش از انوشيروان و نوشته سال 1054 يزدگردي چنين آمده است :

« و ساسان شپان پاپك بود و همواره با گوسپندان بود و از تخمه داراي دارايان و اندرش خدايي الاسكندربگريز و نهان- روشي و با كرد شپانان بسر مي برد ....»

خوب اگر "كرد" را به معني شبان بپذيريم ، چرا در اين متن عبارت "كرد شپانان" را به كار برده است ؟ بنابراين منظور از اين عبارت "كردشپانان"  يعني شپاناني كه از نژاد كرد بوده اند و مسلم است كه واژه "كرد" در متن هاي سده سوم هجري به بعد چيزي غير از منظور نژاد كردي نيست.

دليل ديگر ايل عرب از صدر اسلام در فارس بوده اند و از سده سوم هجري قمري در لابلاي متون تاريخي و جغرافيايي ، ايلات ديگر مانند شول ها ،لرها، تركمانان و تركها را در فارس مي بينيم كه به همراه كردها آمده اند . پس چرا در اين متن ها ننوشته اند : كردان عرب ، كردان شول ،كردان لر ، كردان تركمان و كردان ترك ؟

در نتيجه مسلم است كه واژه "كرد" در عبارت  "زموم الاكراد پارس"  يا  "رموم الاكراد پارس"  غير از بحث نژاد كرد چيز ديگري نيست .

منتظر نظرات ، پيشنهادات و  نقد مطالب فوق بويژه از  سوي دوستان كرد زبان و مورخان ارجمند مي باشم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 بهمن1385ساعت 12:46 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

سلام مجدد

 ضمن سپاس از كليه عزيزاني كه مرا از راهنماييهاي خود بهره مند ساختند به اگاهي مي رساند  به دليل گرفتاري هاي  شغلي چندماهي  تارنما به روز نشده است كه به زودي  با مطالب جديد به  روز رساني خواهد شد .

سپاسگزارم  -  ارادتمند شما - حسين 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 10:18 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

"سرانجام كردان پارس"

 

با عرض سلام مجدد به كليه دوستان  به دليل گرفتاري هاي شغلي موفق به روز كردن تارنما در طول سه ماه گذشته نشده ام  مطالب زير تقديم مي گردد :

امير تيمور دو مرتبه به فارس لشكر كشي مي كند و در مرتبه دوم در سال 795 قمري به تاخت وتاز احشام كرد و لر فارس مي پردازد كه به دلايل فراوان دليل ضديت او با ايلات فارس يعني لر ، شول  و كرد كه جزو سپاهيان شاه منصور از بازماندگان آخرين پادشاه آل مظفر و طرفدار وي بوده اند ، به دليل شكست امير تيمور در درگيري او با شاه منصور در روستاي گويم (20 كيلو متري شمال باختري شيرازامروز) و شكافتن قلب اطرافيان امير تيمور و ضربت شمشير خوردن ايشان از شاه منصور در اين نبرد بوده است .   

كردان پارس به ندرت زير سايه ايلخانان و تيموريان بوده اند و چون اساس جامعه كردان را خاك (قبيله و روستا ) و خون (خانواده) تشكيل مي داده اند همواره به مخالفت با مغولان و ايلخانان و تيموريان برخاسته اند و ميهن خود را پاس داشته اند بنابراين موارد زير در مورد سرانجام كردان پارس قابل ذكر مي باشد :

1-   از سده ششم هجري قمري به بعد گروههاي بيشماري از تركان و مغولان و تيموريان به فارس سرازير مي شوند و به نحوي كه سيل تركان در فارس به گونه اي است كه در شيراز كودتا مي كنند و تمامي پادشاهان محلي سلسله سلغريان در فارس از اين تركان تازه وارد و كودتا چيان هستند

2-   سيل خروشان تركان به فارس و كرمان در اين دوره ها ادامه داشته است به گونه اي كه در سال 907 قمري با روي كار آمدن شاه اسماعيل صفوي 75 هزار ترك از ايل ذوالقدر ، 100 هزار ترك از ايل افشار به فارس كوچانده مي شود و 50 هزار ترك از ايل افشار به يزد و 50 هزار از همين ايل به كرمان مي روند و از سال 907 تا 1004 قمري          وا ليگري تمامي شهرهاي فارس در دست ايل ذوالقدر بوده است . تاريخ نشانگر اين است كه كردان همواره با ترگها مخالف و دشمن بوده اند و با هم ن‍‍ژادان خود يعني آريايي ها روابط خوب داشته و فرمانبردار بزرگان خود بوده اند .( همانگونه كه امروز نيز شاهد اين دشمني ها و نسل كشي هاي كردان در كردستان تركيه مي باشيم )  بنابراين تضاد دولت به ويژه مغولان با كردان فارس زياد است و سركوبي و كوچاندن اجباري شروع مي شود . نكته اي كه مشخص است اين است كه سركوب با شمشيرهاي تيز مغول انجام شده و تيموريان جاپاي مغولان نهاده اند و صفويان با حكومت تركي خود و شيعه گري افراطي خود دست به نابودي كردان پارس كه احتمالا اهل تسنن بوده اند  زده اند  و فشار خود را بر كردان پارس تنگ كرده اند .

3-   بعيد به نظر مي رسد كه 500 هزار نفر از كردان پارس ناگهان درسده نهم هجري از بين رفته باشند . گاي لسترنج بر اين باور است كه تمام كردان پارس به كهگيلويه رفته اند كه به دلايل فراوان اين نظريه رد مي شود اما احتمالا تنها رم جيلويه به منطقه كهگيلويه وبوير احمد رفته باشد .

4-   احتمال زيادي مي رود كه كردان پارس در قبايل لر فارس ( كه مشخص نيست از چه زماني در غرب فارس سكني گزيده اند ) يعني شولان و بعد ممسني و سپس لرهاي كهگيلويه و بوير احمدي تحليل رفته باشند . نمونه اين تحليل رفتن ها ، قوم لر شول در منطقه شولستان فارس ( شهرستان ممسني كنوني ) است كه نمي دانيم سرانجام آنها چه شده است .

5-   آن لمبتون (Ann k.s. Lambton) در كتاب ايلا ت ايران مي نويسد : احتمال دارد رم هاي پيشين ( كردان پارس ) در ايل شبانكاره حل شده باشند كه با توجه به سركوبي  ايل شبانكاره در سده هشتم اين نظريه هم رد مي شود .  

6-   قحطي و خشكسالي هاي پياپي هم مي تواند دليل كوچ كردان پارس شده باشد كه اين احتمال خيلي ضعيف مي باشد ولي وجود طايفه اي در عراق به نام مازنجان كه با رم بازنجان تطبيق دارد شايد اين دليل ضعيف را تقويت كند .

7-   ايل كرد كلهر كه جنوب باختري استان كرمانشاهان و در محلي به نام گيلان در جنوب قصر شيرين مستقر هستند ، پيدايش و خاستگاه خود را شيراز ذكر مي كنند و "آنان پارسياني از استانهاي جنوبي اند " . لذا احتمال دارد ايل كلهر از بازماندگان كردان پارس باشند.

8-     در حال حاضر باصري ها ، با 1603 خانوار و حدود 10000 نفرجمعيت  در ميان عشاير كوچرو فارس به زبان فارسي سخن مي گويند (اينان غير از ايل ممسني ( با 2309 خانوار و 13918 نفر جمعيت ) مي باشند . باصري ها را عموما مردم فارس به عنوان ترك مي شناسند و گروهي انها را عرب پنداشته اند كه آن هم به سبب همجواري سه ايل ترك زبان و يك ايل عرب زبان كه با ايل فارسي زبان باصري در حدود سال 1275 قمري كنفدراسيون ايل خمسه را تشكيل داده اند  مي باشد ، اما به احتمال فراوان اينان از بازماندگان رموم كردان پارس هستند .

9-   طايفه فارسي زبان كرد شولي ايل مستقلي است كه در سرشماري عشاير در سال 1377 خورشيدي جمعيت آنان 700 خانوار (1899 نفر ) با 6 تيره ( ارباب دار ، باباملكي،خلجي، گوش پا، لري و مرادشفيع) و 15 بنكو مي باشد كه اين ايل نيز يكي از بازماندگان كردان پارس باشد و نامش دليل بر اين مدعا . منطقه ييلاقي طايفه كردشولي در سرحد چهاردانگه در محدوده درياچه كافتر و روستاي خنگشت از شهرستان اقليد فارس و منطقه قشلاقي آنان حوالي مبارك آباد در جنوب جهرم مي باشد . مذهب آنان شيعه دوازده امامي و زبان آنها فارسي مانند ساير روستاييان فارس مي باشد .   ما مي توانيم بپذيريم كه كردشولي ها يكي از بازماندگان و قسمت كوچكي از كردان پارس و باقيمانده آنان هستند . اما هيچگونه مدركي براي اثبات ان وجود ندارد .

10- دو طايفه عشيره اي ديگر در فارس وجود دارد كه يكي چهارراهي ها كه جزء كردان لك بوده اند و ديگري لشني ها كه همينك در شهر كره اي (Korey) مركز بخش سرچهان از شهرستان بوانات در شمال فارس وهم چنين در بخش آباده طشك از شهرستان ني ريز در شرق فارس اسكان يافته اند و كوچروي نمي كنند . وليكن آماري از آنان در دست نيست . اينان هم به زبان فارسي سخن مي گويند و احتمال دارد لشني ها هم از بازماندگان كردان پارس بوده باشند .

11- ممكن است از سده هاي پيش يعني از سده نهم تا شروع خاندان زنديه ، ايلات فارس زبان ديگري نيز وجود داشته اند كه به آنه پيوسته اند.

 

 

در پايان اين بخش از تاريخ كردان فارس و شيراز به دليل داشتن آمار و اطلاعات دقيق تر مطالب با جزئيات بيشتري آورده شده است كه اميدوارم از طولاني شدن مطلب خسته نشده باشيد و جبران تاخير سه ماهه شده باشد .

منتظر نظرات ، پيشنهادات و  نقد مطالب فوق بويژه از  دوستان كرد زبان ايل كلهر و ايلات و عشاير فارس كه در اين جا نامي از آنها به ميان آمده مي باشم .

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط حسین  | 

حفظ گویش کردی زبان کردان شیراز

كردان فارس برخلاف حضوري چند صد ساله در ديار فارس و اميزش با  فارسي زبانان و ترك تباران ايل قشقايي ضمن حفظ ايين ها و اداب و رسوم خود توانسته اند  هويت خود را حفظ نموده و همچنان به زبان كردي سخن بگويند .

اين ايل و تبار كرد زبان كه هم اينك در شيراز و حومه شيراز و كازرون و بيضاء درحال گذران زندگي هستند با هجمه هاي فراواني رودرو مي باشند و در بين بسياري از انان گويش زبان كردي و مادري در حال به فراموشي سپرده شدن است

به نظر شما برای حفظ ان چه کار می توان انجام داد

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 خرداد1385ساعت 7:45 قبل از ظهر  توسط حسین  | 

واژگان زبان یا گویش کردی کردان شیراز

بعضی از واژه های زبان و گویش کردان شیراز (چهل چشمه کرونی )

واژه کردی   = معادل فارسی

آگٍر            =   آتش

بو وا          =    پدر

دالک         =    مادر

ننه            =    مادر

دی یت      =    دختر

کر             =   پسر 

ژن             =   زن

شی         =   شوهر

خوویشک   =   خواهر

کاکا          =    برادر

زک           =    شکم

کٍلٍک          =   انگشت

چو            =    چشم

اٌلٍس         =    بلند شو

+ نوشته شده در  جمعه 5 خرداد1385ساعت 8:59 قبل از ظهر  توسط حسین  | 

تاریخچه کردان پارس پیش و پس از اسلام تا قرن هشتم هجری

كردان پارس در دوره هخامنشيان:

ما اطلاعات دقيقي از كردان پارس در دوره هخامنشي در دست نداريم . سعيد نفيسي مي فرمايد : " از زمان هخامنشيان در ميان طوايف چادرنشين  فارس ما به نام كرد برخورد مي كنيم "در اين كه كردها از ن‍‍ژ‍اد اريايي هستند ، حالا چه كردان پارس و چه كردان خراسان و كردان كردستان هيچ گونه ترديدي نمي باشد .كردها به همراه ساير اريايي ها يك مرتبه در چهارهزار سال پيش و مرتبه ديگر در 3400 تا 3700 سال پيش به فارس امده اند و شكي نيست كه در شمال فارس يعني دشتهاي مرودشت و دشت مرغاب كه مناطق پرابي بوده اند مستقر مي شوند و اثاري چون پاسارگاد و تخت جمشيد و شهر استخر و غيره از اريايي ها در همين دشتها ساخته مي شود.

احسان نوري در كتاب تاريخ ريشه نژادهاي كرد مي گويد :" گروهي براين باورند كه مادها نياكان كردان امروزي مي باشند "  و اين نظريه كاملا توسط تمام  كردشناسان پذيرفته شده است و افزوده اند كه پارسيان و مادها در هزاره اول پيش از ميلاد در فلات ايران ساكن شده اند .

نكته ديگري كه نظريه پردازان ( به نقل از احمد شريفي در مجله فارس شناخت در مقاله " عشاير كرد فارس" )  مطرح كرده اند ازدواج ماندانا دختر استياك پادشاه مادها با كمبوجيه شاهزاده پارسي در حدود سال 584 پيش از ميلاد سبب مي شود كه بر اساس سنت كردان گروهي از خدمه و همراهان به همراهي اين شاهدخت مادي امده باشند و كردان پارس از اينان بوجود امده باشند . اين تئوري با توجه به جمعيت 500000( پانصد هزار نفري ) كردان پارس  بسيار ضعيف است . اينان مي افزايند كه كورش در نزد مادها يعني كردان تربيت شده و در نقشهاي تخت جمشيد از دوران داريوش از سران مادي زياد مي بينيم  و بر اين اساس ، امدن كردان را به فارس ،پس از واقعه گئوماتا در سال 522 پ.م دانسته اند . از سوي ديگر مي دانيم كه كورش ، استياگس ( آستياك= آستياژ) را شكست مي دهد و امپرالتوري ماد را در سال 550  پ.م سرنگون مي كند .به همين دليل كوروش براي خود و پايتخت خويش ، محلي را برمي گزيند كه در ان جا بر مادها پيروز شده است كه همين دشت مرغاب مي باشد . نكته ديگر انكه رود پلوار امروزي كه از دشت مرغاب مي گذرد ، در ايران باستان مدويس (medus) ناميده مي شد كه از واژه "ماد" گرفته شده است.

كردها در دوره ساسانيان:

اخرين حكمران فارس در دوره اشكانيان گوزهر از طايف بازرنگي در فارس بوده كه يك طايفه كرد است و عشاير بازرنجي كرد فعلي كه در خارج از فارس زندگي مي كنند بازماندگان انان مي باشند. محل استقرار طايفه بازرنگي  در برخي منابع قلعه سفيد بوده كه به عقيده شادروان رشيد ياسمي  در بيضاي فارس قرار داشته ولي همينك در نزديكي نوراباد ممسني به همين نام قرار دارد .

وصلت ساسان با بازرنگي ها :

ساسان يكي از نجبا و موبد معبد اناهيتا در شهر استخر همسري از خاندان بازرنگي به نام رام بهشت مي گيرد كه نوشته اند ني ريزي بوده است . كه پاپك فرزند ساسان و رام بهشت مي باشد ،كه بعدها ازثمره او اردشير پاپكان يا بابكان بوجود مي ايد . اردشير را براي تربيت تحت نظر ارگبد دارابگرد قرار مي دهند و پس از چند سالي خود ارگبد دارابگرد مي شود  و پس از ان حاكم شهر خير (كه امروزه بخشي از شهرستان استهبان است )مي شود و از انجا پرچم استقلال خواهي را عليه گوزهر ، والي فارس ، و اردوان پنجم پادشاه اشكاني  به اهتزاز در مي اورد و با پشتوانه اي كه از مردم خير برخوردار بوده و مادرش ني ريزي بوده شهر گوپانان در شمال ني ريز را تسخير مي كند و گوزهر را مي كد و حركت خودر ار بر ضد اردوان پنجم اغاز مي كند . اردوان پنجم از حركت اردشير بابكان خشمگين مي شود و در نامه اي كه به او مي نويسد  خون كردي داشتن و كرد بودن اردشير بابكان  و پرورش كردي وي را به رخش مي كشد اين چنين : « اي كرد نژاد در خيمه كردان ، از حد خود برون رفته اي و مرگ خويش را خوانده اي . كي به تو اجازه داد كه تاج بر سر نهي و ولايت بگيري و پادشاهان و كسان به اطاعت خود در اوري  و ....»0اردشير بابكان سپس با كردان دو جنگ مي كند كه در جنگ اول شكست مي خورد ولي در جنگ دوم همانگونه كه در شاهنامه فردوسي هم امده است پيروز مي شود .« اردشير چهارهزارمرد اراسته ، برايشان تازش و شبيخون كرد و از كردان هزاران مرد بكشت ، ديگران را خسته دستگير كرد و از كردانشاه با پسران و برادران و فرزندان ، بس هيرو خواسته به پارس گسيل داشت »فردوسي( كه خدايش بيامرزاد)همين مطلب را چنين مي سرايد :

 سپاهـي ز استــــخر بي مَر ببرد        بشد ساخته تـا كند جنـگ كُرد

 چون شاه اردشير اندر امد به تنگ      پذيره شدش كُرد بي مر بجنگ    

يكي كـار بد خوار و دشوار گشـت        ابـا كُـرد كشور همه يار گشـت

                  ...........

اردشير به كردان شبيخون مي زند :

 چون شب نيم بگذشت و تاريك شد      جهـانـدار بـا كُرد نزديـك شـد

همه دشت از ايشان پر از خفته ديد        يكـايـك دل لشكر آشفتـه ديـد

چو آمـد سپـهبـد بــه باليـن كُـرد        عنـان بــازه تيز تـك را سپــرد

         و..........

سيد محمد باقر نجفي در سخنراني خود در انستيتوي ايران و عرب در لندن در روز 20 سپتامبر   1993 .م ( 29 شهريور 1372 خورشيدي )  ميگويد  :

«نبرد بابك و اردشير با كردان پارس ، جزيي از نبردهايي است كه وي با اميران محلي پارس ، اسپهان ،خوزستان ، كرمان و سيستان داشته و اين امر نشان دهنده ان است كه كردان در مركز پارس تحت نفوذ شاهان محلي پارس ، خود را مقام جانشينان هخامنشي بزرگ  حافظ سنتهاي پارسي و جزيي از ساختار قومي سرزمين پارس مي دانستند »

مورد بعدي در مورد وضعيت كردان فارس در دوره ساسانيان بهرام چوبين است كه يكي از اهالي شهر خفر جهرم و از كردان بوده است و خواهر بهرام به نام " كرديه" همسر اردشير بابكان بوده است و برادري داشته به نام كردي ، بنابراين يكي ديگر از مناطق كردان بايستي دره سرسبز و باصفاي خفر جهرم بوده است .

براي كردبودن اردشير بابكان مطلب زير زا رشيد ياسمي اورده و فاروقي ان را اقتباس كرده است :

«سلاطين اين سلسله به يادگار طايفه خود يك از شهرهاي مدائن را كرد اباد نام نهادند ياقوت به نقل از حمزه مي نويسد كه در سير الفرس آمده است كه اردشير چون به مكان مداين رسيد ، انجا را پسنديد و در انجا اباداني انجا كوشيد  و بعد از نامگذاري يكي از محلات هفت گانه مداين به نام كرد اباد نام برده است »

خلاصه اينكه از انچه در مطلب ساسانيان ذكر شد نتيجه گيري ميشود كه :

1-    با دلايل زياد محرز است كه ساسانيان كرد بوده اند

2-  كردان پارس در مناطق زير مي زيسته اند :

 الف - در منطقه بين آباده و اصفهان

 ب  - اطراف درياچه ني ريز تا اواسط استان كرمان

 پ  - تا اطراف بوشهر

3- ايلهاي ممسني ، كهكيلويه و بوير احمد و شبانكاره ها از بازماندگان آنان بوده اند

شبانكاره ها در دوران حكومت خود افتخار مي كردند كه از بازماندگان ساسانيان بوده اند.

شبانكارگان كرد پس از سقوط يزدگرد اخرين پادشاه ساساني به حمايت از او نيز خيزش نموده اند.

كردان پارس پس از اشغال ايران توسط اعراب جاهليت :

در سالهاي 18 و 23 هجري قمري كردان پارس در دفاع از شهرهاي اهواز و فسا و دارابگرد به كمك ساير هم نژادان خود سخت كوشيده اند و حتي خسارات زيادي به اعراب وحشي و غارتگر وارد كرده اند

طبري در اين مورد در فتح شهرهاي فسا و دارابگرد مي نويسد :

«ساريه بن زنيم ( فرمانده اعراب مهاجم ) آهنگ فسا و دارابگرد كرد و چون به اردوگاه دشمن رسيد ، انجا فرود آمد و چندان كه خدا خواست انها را آنها را محاصره كرد و آنگاه دشمنان فراهم آمدند و كردان پارس با انها فراهم  شدند و كار اعراب چنان سخت شد كه گروهي بزرگ بر ضد انان فراهم امده بود»

گرچه در اين جنگ ايرانيان در اغاز پيروز شدند ولي با امدن نيروهاي كمكي ايرانيها از اعراب شكست خوردند و ايران اباد و سرافراز  توسط اعراب باديه نشين  اشغال گرديد كه هنوز هم اين اشغال به عناوين ديگري ادامه دارد .

شادروان ياسمي در كتاب "كرد و پيوستگي نژادي و تاريخي " مي نويسد : «چون اعراب وارد فارس شد كه از مراكز عمده كُرد بلكه مهد تمدن ان طايفه بوده است ، قبايل كرد اين ايالت با ساير برادران ايراني خود كوششهاي سخت و فراوان نمودند و براي حفظ فسا و دارابگرد و ساير نقاط فارس قرباني ها دادند . سپاه عرب بعد از كاميابي بر جان و مال اكراد ابقا نكرد و افراد اين طوايف را به مجازاتهاي سخت رسانيد »طبري در جايي ديگر در فتح اهواز مي نويسد : «گويد : وقتي سپاهها سوي ولايات روان شد ،گروهي بسيار از كردان و ديگران در بيروذ( اهواز) فراهم امدند .....[ابوموسي فرمانده سپاه اعراب ] در ماه رمضان حركت كرد تا با جمعي كه انجا فراهم امده بودندذ كه با مسلمانان كيدي كنند ، يا فرصتي بجويند و ترديد نداشتند كه كار خواهند ساخت »

در ده 1930 ميلادي قطعه پوستي در سليمانيه كوردستان پيدا شده است كه بر ان ابياتي به خط پهلوي كه احتمالا مربوط به سالهاي نخست اعراب به ايران است باشد :

هــورمزگان رمان ، انزان كژان      ويشان شارده وه گوره ي گــوره كان

زور ارب كـــردنـــه خابـــور    گنـــاي پالـــه ي حتــا شــاره زور

شنــو و كنيكـــان ديل بشينـا        ميــــــرد آزا ملـــــي و روي هوينا

رُوِشـــت ستره مانـه وربيكس       بزيــــــكا نيكا هورمــز و هيوچكس

ترجمه :

نيايشگاهها ويران شد،آتش ها خاموش   بزرگ بزرگان خود را نـــهان كــــرد

عــرب ستـــمكـار خـــراب كــــرد        روستـــاهـــا را تــــا شــــاره زور

زنان و دختران بـــــه اسيـري رفتنــد      آزاد مـردان در خـون [خويش] غلتيدنـد

كيش زرتشت بـــي كــــس مانــــد        اهورمــزدا به هيچ كس رحــم نمي كند

در سده هاي دوم و سوم  هجري اطلاعات ما از كردان پارس بسيار اندك است

اطلاعات ما از سده چهارم بيشتر مي باشد :

جغرافي دانان اين سده در كتابهاي خود كردان پارس را خداوندان شهرها و روستاها خوانده اند .كه بزرگترين انها ابو اسحق ابراهيم استخري (كتاب ممالك و مسالك سالهاي 321 تا 381 هجري قمري ) مي باشد كه توصيف كاملي از كردان پارس بصورت زير مي نمايد :

« جمعيت كردان پارس بيشتر از ان است كه بتوان ثبت كرد اما شنيده شده كه در سرزمين پارس خانه هاي كردان باديه نشين بيشتر از 500000 نفر است . استخري ايلات كرد پارس را در پنج گروه زير شرح مي دهد :

1-     رم جيلويه اين رم قديمي ترين رم مي باشد ( منظور از رم بايستي "رم " به معناي " گله" باشد)

محدوده اين رم از شمال به اصفهان و كوه استخر و شهر استخر و بيضا (شمال شهر شيراز )و شهر شاپور (بيشاپور) و ارجان در مرز خوزستان مي داند

2-    رم لوالجان

اين رم از ان احمد بن ليث مي باشد كه در كوره اردشير خوره (با مركزيت شهر گور يا فيروزاباد فعلي ) مستقر مي باشند كه يك سوي اين كوره خليج هميشه فارس بوده است (فارس بعد از دوره ساسانيان به پنج كوره يا خوره به نام هاي استخر،دارابگرد ،اردشيرخوره ، شاپور و ارگان  تقسيم شده است )

3-   رم ديوان

رييس اين رم حسين بن صالح  بوده و محل استقرار انها در كوره شاپور كه شهر بيشاپور در 20 كيلومتري شمال شهر كازرون است ،بوده و يك حد ان نزديك كوره اردشير خوره است استخري مي افزايد :«حدود "ئطنف" نزديك رم ديوان است كه اقاي دكتر صداقت كيش به دليل نداشتن نقطه در اين واژه نام مشابه ان را در استان فارس نديده است ولي به نظر بنده اين منطقه حدود نطنج باشد كه هم اكنون در شهر كازرون منطقه اي به همين نام وجود دارد  كه احتمالا منظور استخري همان باشد .

4-    رم شهريار

اين رم در حوالي شهر اصفهان باشد و سكني ندارند و سردسير و گرمسير مي كنند كه تا زمان استخري رياست ان بر عهده احمد بن فارس بوده است

5-   رم كاريان

مرز شمالي اين رم ايالت اصفهان و مرز شرقي كرمان و حد بالاي ان اردشير خوره بوده است  و حد ديگر ان نيز سيف بني صفار بوده است .

بعد از اسلام سواحل شمالي خليج فارس يعني استانهاي كنوني بوشهر و هرمزگان كه قسمتي از ايالت فارس بوده اند شامل سه سيف بوده كه سيف صفار در جنوب لارستان و به عبارتي هرمزگان كنوني بوده است و اتشكده اي به نام كاريان ( در جنوب شهر لار و در روستاي كنوني كاريان قرار داشته است ) ومردم فارس در بين اتشكده هاي فارس بسيار گرامي مي داشته اند

رم ها توسط افراد ديگري چون ابن حوقل نيز تقسيم بندي شده الند كه از ذكر انها خودداري مي شود

در كتاب تاريخ بيهقي كه  در سال 563 قمري نوشته شده است بحثي تحت عنوان « در ذكر مضاف و منسوب به هر شهري » مطالبي اورده است كه به نظر شادروان رشيد ياسمي ميهن اصلي كردان فارس بوده است  . در اين كتاب چنين امده است:

«در هر ناحيتي و ولايتي چيزي بود بدان ناحيت و ولايت منسوب گويند :حكماي يونان و زرگران شهر حران و جولاهگاه يمن و دبيران سواد بغداد و كاغذيان سمرغند و صباغان سيستان و عياران طوس و كربزان مرو و مليح صورتان بخارا و زيركان و نقاشان چين و تيراندازان ترك و دهات بلخ و اصحاب ناموس غزنين و جادوان هند و ضعفاي كرمان و اكراد فارس و تركمانان حدود قونيه و انگوريه و طرف روم و صوفيان دينور و....و ادباي بيهق »

ابن خلدون ( 732-808 قمري )در سده هشتم مي نويسد :

«در جانب شرقي بلاد خوزستان كوههاي اكراد است كه به نواحي اصفهان پيوسته است و مساكن كردها در ان كوهها است و چادرگاههاي آنان در پشت ان ناحيه در سرزمين فارس است كه آنها را زموم يا رم مي نامند »

امير تيمور گوركاني و كردان پارس :

امير تيمور دو مرتبه به فارس لشكركشي مي كند يكي درسال 789 قمري و ديگري در سال 795 قمري .

به نظر مي رسد كه اين جهانگشا در سفر اول ، مشكلي با ايلات فارس و بويژه كردان فارس نداشته است اما در سفر دوم يعني در سال 795 محمود كتبي مي نويسد كه امير تيمور از راه سيمره به شوشتر مي ايد و در راه هركجا كه احشام لر و كرد تمرد مي كردند به تاخت و تاز ايشان دستور مي داده است .

اين ضديت ، ناشي از ان است كه بر اساس حدس و گمان قريب به يقين ، ايلات فارس يعني لر ، شول و كرد جزو سپاهيان شاه منصور يعني اخرين پادشاه آل مظفر و هم چنين از طرفداران وي بوده است و از اين منظر در ان مناطق با لشكر امير تيمور درگيري ايجاد مي كرده اند .چون اين پادشاه رشيد ، شاه منصور ، با امير تيمور در روستاي گويم (در 20 كيلومتري شمال غرب شيراز)  جنگ مي كند و شخصا قلب اطرافيان امير تيمور را مي شكافد و دو ضربه شمشير به امير تيمور مي زند و فرار مي كند و سپس كشته مي شود ، امير تيمور دستور سركوبي ايلات مذكور را مجددا صادر مي كند و حتي اميرزاده عمر شيخ ، فرزند امير تيمور كه كمي ديرتر از پدر،راه شيراز را در پيش مي گيرد ، برحسب نوشته شرف الدين علي يزدي ، پس از قتل شاه منصور :

«و امير زاده عمرشيخ كه در عقب مانده بود ، برحسب فرمان قضا جريان اغرق را سر كرده مي امد و هرجا كه به متمردان و مفسدان لر و شول و كرد مي رسد غارت مي كرد و در حيز ضبط مي اورد و چون از نوبنجان (نوبندگان هم اكنون روستايي است از شهرستان نوراباد ممسني ) گذشته به كازرون رسيد ،از حضرت صاحبقران فرمان آمد ، همانجا توقف كرده ، آن نواحي را ضبط نمايد.»

 آگاهيهاي ما تا سده هشتم نسبتا مناسب بود اما از اين سده به بعد فقط يك خبر و واقعه از كردان پارس داريم و ديگر در هيچ اثر نوشتاري ، هيچ ذكري از كردان پارس نشده است .

اين خبر هم اين مي باشد كه :

پس از پيروزي امير تيمور در فارس ، افراد و سپاهيان شول و كرد فارس جزو لشكريان تيمور مي شوند و همراه اميرزاده اسكندر ، اصفهان را محاصره مي كنند ، ولي در حين محاصره تعدادي از اكراد و لشكريان شول و كرد با اميرزاده اسكندر مخالفت مي كنند و بدون جنگ به شيراز بر ميگردند.

در ادامه و در وقتي ديگر سرانجام كردان پارس خدمت سروران بزرگوار تقديم خواهد شد

خواي گورا پشت و پناهتان بو و گشتتاني و خوي اسپارم اميدوارم كه اگه در مورد تاريخ كردان فارس اطلاعاتي دريتان اَرام به ناري تان  و اگه در مورد متن ژير كه ارا تان وتم نقدي دري تان اَرام بني سي تان

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 اردیبهشت1385ساعت 2:54 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

"واژه ها و نام های کرد در اسناد و سوابق استان فارس"

"واژه ها و نام های کرد در اسناد و سوابق استان فارس"

از امروز به تدریج در زمینه کرد های فارس  و بویژه شیراز مطالبی را می نویسم که بیشترین حجم مطالب برگرفته از کتاب کردان فارس و کرمان نوشته دکتر بزرگوار و ارجمند دکتر جمشید صداقت کیش می باشد و بنده نیز در مورد مطالب در صورت نیاز مطالبی بیان خواهم داشت.

در پهن دشت استان فارس هم اینک روستاهایی با واژه  " کرد " وجود دارند که عبارتند از :

1 - کردشول-در بخش مشهد مرغاب مرودشت  181 خانوار -986 نفر

2 -  کردشول در شهرستان قیرو کارزین 30 خانوار 153 نفر

3 -  کرد شیخ در شهرستان قیرو کارزین 16 خانوار -92 نفر

4- کرده شیخ در شهرستان لار 25 خانوار 132 نفر

5- مزرعه کردی –در بخش  مرکزی مرودشت

6- کردیل در شهرستان قیرو کارزین 59 خانوار 342 نفر

7-مور کرد از بخش ماهور میلاتی شهرستان ممسنی 16 خانوار -96 نفر

8- بخش کردیان از شهرستان جهرم

9-شهر دژکرد  مرکز دهستان دژ کرد

10- روستای دز کرد از بخش کامفیروز مرودشت 17 خانوار 112 نفر

(اطلاعات اماری مربوط به امار سازمان برنامه و بودجه سال 1369 می باشد )

افزون بر اینها ، شبان کاره های فارس که از سال421 تا 756 قمری بر قسمتی از فارس حکومت می کرده اند از کردان بوده اند و نام انها بر روی نقطه ای فرعی به نام شبانکاره در دهستان پرزیتون مییمند فیروزاباد باقی گذاشته اند هم چنین نام این قوم بر روی شهر شبانکاره در استان بوشهر که قبلا جزو استان فارس بوده است هم بر جای مانده است که نشان دهنده تاثیر کردها بر استان فارس می باشد

در ایلات و عشایر فارس نیز به اسامی تیره هایی بر می خوریم که مطابق سرشماری سال 1377 نام و جمعیت انها در اینجا ذکر می گردد :

1-کردشولی از ایل خمسه با 699 خانوار و 3899 نفر

2- دزکردی از طایفه رستم در نوراباد ممسنی با 2 خانوار و 17 نفر

3-کرد گاو از طایفه مستقل کوهمره سرخی با 26 خانوار و 208 نفر جمعیت (کوهمره سرخی منطقه ای است بکر و دست نخورده در 60 کیلو متری جنوب غرب شیراز که جزء بخش ارژن شیراز می باشد )

4- شبانکاره از طایفه عمله از ایل قشقایی با 200 خانوار و 1003 نفر

5- شبانکاره از طایفه فارسیمدان از ایل قشقایی با 61 خانوار و 308 نفر جمعیت

گرچه این عشایر به زبانهای لری و فارسی و ترکی قشقایی صحبت می کنند اما نشان از تاثیر کرد ها بر روی انان بوده است .

به هر حال این پرسش ها پیش می اید که این روستاها و مناطق و نام های ایلات و طوایف از چه زمانی وجود داشته اند ؟ جغرافیای تاریخی آنها از کی شروع می شود؟ کردانی که نام خود را بر روی این مناطق و تیره ها گذاشته اند از کجا به فارس امده اند ؟و کی به فارس امده اند ؟

در کتاب کردان فارس و کرمان 5 بخش گنجانده شده است که عبارتند از

1-رموم کردان پارس

2-کردان پارس پس از رموم کردان پارس

3- باز ماندگان کردان کوفج در فارس

4- کردان کرمان

5- اسامی روستاها و شهرهای با نام کردان پارس و کرمان

که من بیشتر در بخش های اول و دوم وارد می شوم و مطالبی برگزیده و انتخاب و می فرستم و بتدریج انها را ارایه می نمایم

له گیره له یوه دوسل کرد زووان خووم اتوم که اگه در مورد زوان کردی بتانن اطلاعات و ژیم بین ممنون اووه م

خووای گوارا نگهدار گشت  مردم کورد بوت

+ نوشته شده در  شنبه 22 بهمن1384ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

ٍٍسلام مجدد

سلام مجدد 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 بهمن1384ساعت 8:32 قبل از ظهر  توسط حسین  | 

سابقه تاریخی و وقایع داخلی ایل زنگنه

قسمت سوم

سابقه تاریخی و وقایع  داخلی ایل زنگنه :

وجه تسمیه ایل زنگنه :

بر اساس اسناد موجود در زیستگاه آن سوی مرزهای کنونی و در حوالی بغداد دلاوری ایرانی بنام زنگنه از طوایف کرد ایلات را متحد و در خدمت سلسله کیانیان به دفاع از ایران بزرگ کمر همت بسته است زنگنه خود را بازمانده زنگه می دانند . زنگه پسر شاوران ، ایرانی دلاوری است که برای نخستین بار در نبود کاووس و  رستم در مازندران قدرت نمایی می کند و با پهلوانان مازندران می جنگد و بر پیلسم جنگید و پیروز شد او در سپاه سیاوش به نبرد افراسیاب رفت و راز دار بود و اورا ترک ایران برحذر می داشت و سیاوش او را به نزد افراسیاب به عنوان اسیر تورانی فرستاد زنگه پس از کشته شدن سیاوش در لشکری که کیخسرو اراسته بود به نبرد تورانیان آمد و او در راس سپاهی از مردم بغداد و در برابر کیخسرو می گذرد  و درفشی با پیکر همای نشانه اوست .

اوضاع سیاسی و سابقه تاریخی :

زنگنه جزء منطقه کرمانشاهان که موطن اصلی انهاست بر اساس نوشته دایره المعارف فارسی مصاحب در نقاط زیر نیز وجود دارد :

""زنگنه، دهستان کمازان شهرستان ملایر فرمانداری کل همدان  30 کیلو متری جنوب شرقی ملایر (کمازان شامل قلع پری منشاء سلسله زندیه می باشد.) که مشتمل بر زنگنه علیا و زنگنه سفلی می باشد که دو کیلو متر فاصله دارند

 زنگنه نام طوایفی از ایلات  ایران  که در کرمانشاهان ، فارس ، خوزستان و کهکیلویه زندگی می کنند (ظاهرا در اغاز در کرمانشاهان زندگی می کرده اند )

 تیره های ساکن کهکیلویه و خوزستان در سال 1806 قمری (دوره شاه سلیمان صفوی) به این نواحی امده اند       

در فارس در طایفه اینالو تیره ای بنام زنگنه دیده می شود و در در دشتستان فارس تیره هایی از زنگنه زندگی می کنند . میان طوایف قشقایی هم تیره هایی از زنگنه هستند افواج زنگنه در دوره قاجاریه در قشون ایران اهمیت داشته اند ......)

زنگنه در سرشیو سقز( تاله جار و رنگرزان و بستام نیز سک.نت دارند.

زنگنه بنام زیک در کرمان و نیز بنام زنگنه در افغانستان و قسمتی از شمال قفقاز و شوروی سابق زندگی می کنند و تمامی این حرکت ها به خاطر دفاع از ایران و اسلام و تشییع در زمان صفویه صورت گرفته و به این صورت پراکندگی ایلی به وجود امده است ""

بدون شک ایل زنگنه از جمله ایل های بزرگی بود که در یکی از مقاطع تاریخی پس از صفویه با توجه شرایطی که داشت ، می بایست حکومت سلطنتی ایران را در دست می گرفت ف اما سلاطین ایرانی با استفاده از حس وطن پرستی و علاقه آنان به ایران از راههای مختلف اقدام به تفرقه و پراکندگی و انشعاب آنها نمودند و خط سیر کوچ انها را بصورتی مشخص کردند که توانایی تشکیل اتحادیه واحدی را نداشته باشند و از غرب به شرق و جنوب و جنوب شرقی ایران و .... که هزاران کیلومتر را مردان دلاور و جنگاور و زنان دلیر ، خردسالان و جوانان زنگنه با دام و چادر راه پیمودند و در مرزهای کشور برای استقلال ایران سکنی گزیدند و هنوز پس از قرنها با همان اداب و رسوم و عنوان زندگی می کنند و نام زنگنه را بخاطر افتخار این واژه در سیر تاریخی سیاسی و مذهبی محفوظ داشته اند .

                                             "پایان قسمت سوم "

له یووه اتووم که ارام هر چی در باری کردل شیرازی ونوشته هام ازانیتان بیژین                                             قدمتان بان چووم

 

+ نوشته شده در  جمعه 8 مهر1384ساعت 7:39 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

عکس زن کرد 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 مهر1384ساعت 8:22 بعد از ظهر  توسط حسین  | 

مطالب قدیمی‌تر